کارتن خوابی رسانه ها
قبل از هر چیزی باید بگم که من دانای کل هستم و ماجرا و قضیه ما توی یک روزی اتفاق می افتد که یک دانشجو که به دلیل جابجایی خونشون مجبور شده اند که اسباب و اثاثیه اشون را رد کنند بره! نه، همشون را. بلکه برخی کتاب ها را که دیگه نیازی بهشون نمیدیدند البته شاید برخی هاشون هنوز تاریخ مصرف داشته باشند اما اکثرا مدت های زیادی از چاپ و یا دوره گفتمانیشون گذشته و خیلی از جریان ها و ماجراهای روز دور هستند.
این خلاصه ای بود از کل ماجرا حالا جریان ما در این قسمت زبان حال کتاب هایی است که توی چند تا کارتن قرار گرفته اند منتها لب بر سخن ندارند تا اینکه آقا مصطفا(دانشجوی قصه ما) کتابها را جمع می کنه و بعد از تماس با یکی از رفقایش به نام مجتبا توی دانشگاه تصمیم می گیره تا اونها را یک جوری رها کنه به امان خدا.
پس آقا مصطفای قصه ما کارتن ها را می چینه توی صندوق عقب ماشین البته چندتایی را روی صندلی عقب و دور از بقیه می گذاره و به سمت خوابگاه دانشگاهشون راه می افته، حالا صحبت های زیر آغاز سخنوری کتاب هایی است که بعد مدتی دور هم جمع شده اند و از حال و احوالات خودشون سخن می گویند. من البته دوست ندارم توی صحبتهاشون بپرم اما ممکن اگه خطوط قرمز را رد کنند دیگه کات کردن(...) را لحاظ کنم.
گوانتانامو، جنگ امریکا علیه حقوق بشر: بچه ها فکر کنم به اونجایی اومدیم که قبلا براتون تعریف کرده ام.
مهارت در درمان ترس: نه بابا فکر نمی کردم اینقدرها خنگ باشی که نتونی صندوق عقب ماشین را تشخیص بدی.
روان شناسی منفی گرایی و مدیریت افراد منفی گرا: البته ما باید تمامی شرایط را در نظر بگیریم حتی اگه توی مکانی مثل گوانتانامو و یا کهریزک باشیم.
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: ما تمدن و گفتگو را راه حل نهایی برای خروج می دانیم و دنیای ما باید در راستای درسها و واحدهایی باشد که یک دانشجوی دکتری همواره باید در آن سیر کنید که به ان آرمان برسد.
من به عنوان دانای کل باید بگم که این کتابه اثر سید محمد خاتمی است و این یکی را نمی تونم و شاید نباید کاریش بکنم چون من هم به آزادی بیان البته در جایگاه اندیشه معتقدم.
لیلی و مجنون: یه چیزی بگو که ما هم بفهمیم.
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: همین جوری گفتم. فقط حرف بود، این قضیه ها را ول کنید، من دیشب یه خواب دیدم.
آیین تندرستی: مدام بهت می گم این آشغال ماشغال ها را توی ذهنت نریز! برای همینه که خواب های بد می بینی.
رباعیات حکیم عمر خیام:
روزی که گذشت از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
خوش باش کنون و عمر بر یاد مکن
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: نه، یه خواب بود فکر می کنم که رویای صادقه باشه! خواب دیدم یک کتاب متولد شده، و مدام داره گریه می کنه.
فراماسونری: من حدس می زنم این هم از همان فراماسونری هایی باشه که نفوذ و خیانت را به ما داره حتی توی عالم رویا، تازه تو داری می گی شاید صادقه هم باشه.
جنایات رژیم پهلوی، با بیست ساله ها: حالا برای چی گریه می کرد؟
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: ازش پرسیدم. اون هم بهم گفت.
آمریکا ستیزی چرا؟: من همین الان گفته باشم، این مساله زیر سر خود این دولت مستکبر عالمی است حتی اگه سخنگوی کاخ سفید هم اون را انکار کنه.
دوچرخه و دوچرخه سواری: بچه ها اگه گفتید دوچرخه چندتا چرخ داره؟
اخلاق و رفتارهای... : دوچرخه و دوچرخه سواری اصلا حالت خوبه، مشکلی، چیزی داری، بگو حلش می کنم، پسر آقای خاتمی، تو هم بگو دیگه!
به عنوان دانای کل باید توضیح بدهم که علت آورده شدن نقطه چین(...) جلوگیری از بسته شدن وبلاگ مربوطه می باشد.
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: می گفت هویت ندارم، بی هویتم. پدر و خانواده ندارم.
خداوند الموت: مگه همچین چیزی می شه!
اخلاق و رفتارهای... : شدن که آره! ولی من وارد ریز قضایا نمی شم.
کشف حجاب از سوی رضاخان، با بیست ساله ها: بیشتر می تونی توضیح بدهی.
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: می گفتش سه تا کس و کار داشته ولی از پدر و خانواده اش جداش کرده اند و قراره با یک شناسنامه جعلی بزرگ بشه! شناخته بشه!
منشور ملی ایرانیان و اختیارات رئیس جمهور: اینجا وزیر ارشاد پدر شما، باید پاسخگو باشه!
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: مثل اینکه خبر نداری که دیگه پدر ما رئیس جمهور نیست الان دولت دهم هم تازه داریم با وزیر ارشادی جدید تر از قبل!
دوچرخه و دوچرخه سواری: پس باید گردن فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی را بگیریم. البته به من ربطی نداره!
آمار کاربردی با کامپیوتر: برای چی اون؟
خسرو و شیرین: از بس توی سایت های ... سیر می کنی و در حال و احوال های دیگه ای هستی که اصلا نمی دونی توی مملکت چه خبره! مثل برخی از دانشجوها! یکی از خودکارهای مصطفا برام تعریف می کرد که یکی از اساتید بچه ها را به خاطر بیسوادی های اطلاعاتی و سیاسیشون جوری که خودشون هم نفهمند سر کلاس ها دست می اندازه!
دسیسه های شیطانی: خوب شد این حرف ها را زدی! چون درست در نقطه مقابل برخی از اساتید به گونه ای دیگر اند. کیف مصطفی از شلوار حامد که اون هم از یکی از لباس های دیگه حامد(دوست مصطفی) توی استخر دانشگاه شنیده بود که در باره تقلب توی انتخابات یکی از استادهای دانشکده گفته که اونها بلدند چه جوری تقلب کنند که هیچ مدرکی از خودشون باقی نذارند.
گویندگی در رادیو و تلویزیون: بحث ها زیادی پرت و پلا شد. بابا این کتابه که دوچرخه و دوچرخه سواری گفت از بچه های وزیر ارشاد جدیده که قبل از وزارت متولد شده!
فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی: من... من... اصلا نمی دونم. قضیه چی هست ولی قول می دهم که به بابا حتما بگم. حالا اسمش را نگفته؟
از دنیای شهر تا شهر دنیاها: چرا گفت اسمش بود...
این داستان ادامه دارد...
دکتر حسین پاینده: روشنفکران ما دیکتاتورترین افراد هستند.
شاید در برخورد اول برایتان بسیار سنگین و یا حتی غیر قابل باور باشد این تیتر، جمله ای بود که دکتر حسین پاینده آن را در نشست سالانه انجمن ایرانی!!!! مطالعات فرهنگی و ارتباطات؟؟؟ بر زبان راند مراسمی که در محل تالار دکتر شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در روز چهارشنبه29 مهر برگزار شد. (این مراسم دیگه واقعی است.)
دکتر پاینده حرف نهایی همه دغدغه مندان علمی( حداقل من و حمید) را بر زبان راند که شاید به مذاق برخی ها از جمله بعضی از اساتید دانشکده خودمان از جمله آقایان......... هم خوش نیاید چون خودشان را روشنفکر می دانند و یا حداقل دوست دارند که در ظاهر ردای روشنفکری به تن کنند و ردای دیگری از تن برون!
این صحبت را اینجانب نگفتم بلکه استادی گفت که می بیند چه بر سر مملکت ما می آید و به قول خودش تمام مصائب از این آدم هایی است که تنها خودشان را می بینند و به نظر من همه چیز را در دانشگاه های ما در سلطه خویش درآورده اند و نمی توانند باور کنند که خود به پوچی رسیده اند.
استاد پاینده از همه چیز گلایه داشت و بعد از آن بلافاصله جلسه را ترک کرد و البته می دیدم که برخی از اساتید که به دهانشان تلخ آمده بود مدام جاذبه محور بودند!
این هم باید از قلم نیندازم که عده ای در جامعه علمی ما دانشجویان را ملعبه خویش قرار داده اند و....
باید بنویسم و باید بگویم اما دهانم را قفل زده اند
اسمم را اسم دوستانم را حذف می کنند فقط به جرم اینکه می نویسند
و به دنبال علم اند و پژوهش،
به دنبال کتاب،
دانشجو را تحقیر می کنند.
تنها به خاطر بلندی های نابه هنجار خود که باید خراب کرد و از ریشه درآورد.......
سخت است شنیدن از بی رحمی ها و خودخواهی ها.
فقط غرور آن هاست
حاصلی از قدرت
پول، جاه و مقام و شاید کینه
کینه ی یک نامه و یا اعتراض و شاید هیچ.
اما سکوت راه حل نیست. باید خروشید و جوشید تا بسان آزادمردان بر دهانم شکل گیرد
شکلی از آرمان و اندیشه
تا که بنگارم بر جلد ورق های یادداشتم نام خشکیده و یا حذف شده خویش را
اما ...
سکوت حکمی است که دادگاه بر من و دوستانم رانده
تا بگیرد حق من و همسایه
حتی اگر فردا آید کسی در این رود، دریانه
پس خروشت را با من گیر
تا شاید بیاید امید
از سر زور پایین کشیم
پر دهان و کذابه
از حاشیه های مراسم:
1-توی سالن پذیرایی ها با کالاهای صهیونیستی صورت گرفت و بهتر بگویم خورده شدیم خورده شدند ریختند و نوشیدند از نوع نستله و فانتا و کوکا، تعجب نکنید این برای همه ما عادی شده است حتی کسانی که روشنفکرند.
2-راستی پول این مراسم از کجا می آید؟ به ما ربطی ندارد. شاید ربط داشته باشد چون ممکن است از دهان آن پابرهنه گرفته شده است.
3-نه احترامی و نه حرمتی در مراسم دیدم چرا که اساتیدی قابل مشاهده بودند که از درب سالن وارد می شدند و به دنبال جا می گشتند حتی مهم نیست که پیرمرد باشی و یا سخنران مراسم چون دکتر حسین پاینده. هیچ کسی حتی از دانشجویان دوره دکتری 87 هم حاضر به دادن جای خود به او نشدند.
4-چرا باید از عدم حضور استادانمان انتقاد کنم البته جای دارد از حضور استاد عزیزمان جناب آقای دکتر محسنیان نیز یاد کنم، حتی احترامی که شایسته ایشان باشد هم خبری نبود.
5-باز هم باید بگویم که دانشجویان دوره دکتری87 با همه جا و ما بیگانه اند اما نمی دانم چرا؟ یک سال زودتر؟
6-روز چهارشنبه دوستانم محمد لسانی، حسین سرفراز، میثم (عزیز!) فرخی، سید کاظمی خودمان و محمد رضا روحانی و همین طور مرتضی آخوندی و سید غمامی در آزمون اسما شرکت کردند. به امید موفقیتشان.
7-هر کس دعوت را دید توی کفش مونده بود! قابل توجه بعضی ها! حتی تقاضا داشتند برای اشترکش!
8-حسود نباشم! کینه نداشته باشیم! حتی اگر یکی از بچه ها در آزمون اسماء قبول نشند. خطاب به بعضی ها!
9-به دانشجویان بها بدهیم بها بدهید! چون فقط ان ها هستند که هستند نه دور زدن اون ها! اینجاهاست که قفل محکم تر می شود و حتی محکم تر.(راستی مطلب بولد شده بالا از خودم بوده ها نه جای دیگه ای)
۱۰- اين را بايد اضافه کنم که نظر نويسنده خوبي(فرهاد جعفري) است که من اثرش يعني کافه چيانو خيلي خوشم اومد و در تماسي که با ايشان داشتم اين مطلب را که در زير آمده اضافه کرده اند:
حق با ایشان(دکتر پاينده) است.
و البته دیکتاتوری تنها عیبش نیست بلکه عیب دیگرش این است که روشنفکر ایرانی، همواره از پس مردم راه میرود نه پیشاپیش آنها.
این نکته را باید ذکر کنم که با توجه به سوء تفاهم هایی که پیرامون این مطلب پیش آمده و صحبت هایی که برخی از دوستان با من داشته اند باید بگویم این خصوصیت ها در میان هیچ کدام از استید گرانقدر عضو هیئت علمی دانشکده نبوده و صرفا تذکری است به جریانی بیرون و تمامی برداشته ا با توجه به نوع نگاه بیرون به شخصیت های مدنظر ایجاد شده و و تمامی این برخوردها حاصل از انفعالی است که در میان دانشجویان ایجاد شده است.
جشن آغاز سال تحصیلی جدید از سوی دانشکده فرهنگ و ارتباطات برگزار شد.
یکی از آرزوهای ما تحول جدی در دانشکده برای تعالی و رشد دانشجویان است این خبر مربوط به مراسمی است که ازسوی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات مورخ سه شنبه 7 مهرماه در محل سالن همایش ها برگزار گردیده است. این مراسم که با استقبال پرشور دانشجویان و اساتید و صاحب نظران این حوزه روبرو شده بود با قرائت آیاتی چند از کلام ا... مجید آغاز شد. در ابتدای مراسم جناب آقای دکتر بشیر ریاست محترم دانشکده فرهنگ و ارتباطات ضمن خوش آمدگویی به دانشجویان به ویژه ورودی های 88 موفقیت و توفیق روزافزون را برای انها ارزو کرد سپس پروفسور حمید مولانا عضو سابق هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به بیانی در مورد تاریخچه علم ارتباطات در ایران پرداختند و در ادامه حضور دکتر محمود احمدی نژاد را در نیویورک فتح الفتوح دیگری قلمدادکردند که قابلیت بررسی و واکاوی بیشتری را می طلبد. بعد از پخش یک کلیپ دکتر حسام الدین آشنا ضمن تشکر از پروفسور مولانا از آقای مهدی یوسفی نیز به جهت تلاش های ایشان در ایجاد جریانی در بازنگری رشته قدردانی نمودند و دانشجویان را به یک صبحانه حلیم در محل انجمن علمی در هفته اینده دعوت نمودند.
سخنران پایانی مراسم جناب آقای علی جعفری بودند که قصیده ای را در وصف و کرامت استاد بزرگوار خویش جناب آقای دکتر محسنیان راد قرائت کردند که با فریاد های احسنت دانشجویان و اساتید مواجه گردید.
در پایان مراسم نیز با اهدای هدیه ای(مجموعه ای از دوره های پیشین نامه صادق و سایر نشریات آرشیوی) از مجتبی صمدی دبیر سابق انجمن علمی نیز تقدیر گردید و دانشجویان در کنار اساتید به گرفتن عکس های یادگاری پرداختند.
حاشیه های مراسم:
1-دکتر آشنا و پروفسور مولانا از ابتدای مراسم کنار یکدیگر نشسته بودند و مدام در حال گپ و گفتگو بودند از نکات جالب دیگر عکس گرفتن های متعدد مصطفی پور محمدی از این دو و در حال خندیدن به لطیفه های یکدیگر بود.
2-آقای علی جعفری نیز در طول مراسم همواره همراه دکتر محسنیان بودند و با یکدیگر در مناقب دکتر احمدی نژاد سخن می راندند.
3-مطلب جالب دیگر، اشاره دکتر بشیر به راه اندازی کرسی جنگ روانی بود که مراحل اساسی تحقیقاتی خود را هم اینک توسط مهدی یوسفی طی می کند.
4-از حاشیه های دیگر این مراسم اجازه ندادن به مجتبی احمدی برای بر هم زدن نظم مراسم بود که با واکنش تمامی دانشجویان در اخراج او از سالن مواجه گردید.
5-پخش دوربین مخفی از جلسه شورای گروه دانشکده حال و هوای مراسم را به کلی عوض نمود چراکه صدای خنده دانشجویان و تکبیر انان به دلیل پیش داوری هایشان پیرامون موضوعات مطرح در این جلسات صد در صد اشتباه بود.
6-فهرست ارائه شده از سوی ریاست دانشکده مبنی بر کارهای پژوهشی دانشجویان بسیار قابل توجه بود چنانکه بر طبق این آمار دانشجویان دانشکده فرهنگ و ارتباطات رتبه نخست را در منطقه جنوب غربی آسیا کسب نموده اند و امید است تا بتوانند رتبه ای فرا منطقه ای را نیز احراز نمایند.
7-اما حضور صادق کشفی هم در این مراسم بدون حاشیه نبود چرا که در هنگام ورود به سالن با فریاد ما اغتشاش نمی خواییم ما اغتشاش نمی خواییم مواجه شد .
8-در حاشیه های پایانی مراسم دکتر آشنا به اثرگذاری انتقادات دانشجویان به دانشکده و اساتید اشاره نمود و گفت که از تمامی این مسائل آگاه هستیم و چینش ها در این ترم بر این اساس صورت گرفته است لذا دانشجویان اطراف دکتر با صدای بلند فریاد زدند ما می دونستیم، ما می دونستیم.
9-مطلب قابل تامل، پلاکاردهایی بود که درگردن برخی از اساتید مدعو در دانشکده خودنمایی می کرد که بر روی آنها نوشته شده بود احمدی رای ما را پس بگیر! ما اعتراف میکنیم به رای بیست و چهار میلیونی! تقلب محاله، احمدی باحاله!
10-دانشجویان دکتری ورودی 87 که حضور حداکثری در این مراسم داشتند از اینکه در اخر مراسم توانسته اند نقش بسیار کلیدی را در میان دانشجویان و همراهی بین انها ایفا نمایند و سبب رقابت بسیار شدیدی در میان دانشجویان ورودی 82 و 83 باشند سخن ها راندند که مورد تشویق تمامی دانشجویان قرار گرفت لذا دانشجویان به سرعت با موبایل های خویش به ثبت تصاویر چهره انها پرداختند تا بتوانند این اقدام ارزنده دانشکده را در هر محفلی یاداور شوند.
11-نامه ای که از سوی جناب آقای رضی بر روی درب سالن همایش ها نصب شده بود بسیاری را به سوی خود کشانیده بود در این نامه یک الگوی جدید در تالیف کتاب ارائه شده بود که در ان مولف= تهیه و تنظیم=تنظیم کنندگان=به کوشش و عباراتی شبیه آن، که مهر و امضای آقای ...در انتهای آن به چشم می خورد.
۱۲-هنگام درب خروجی بسته های فرهنگی متعددی در اختیار دانشجویان قرار گرفت که جمله آنها سی دی مجموعه اسلایدهای دکتر بشیر بود بود که با نام اسلایدهای خوب برای بچه های ریش دار ارائه شده بود همچنین مجموعه ارتباطات غیر کلامی اساتید دانشکده که تولیدی جدیدی از طرف انجمن علمی بود بسیار خودنمایی می کرد.
پنج سایت برتر سال ۲۰۰۸: سرمایه اجتماعی در فضای سایبر
در آخرین روز از سال ۲۰۰۸ وبلاگ تک کرانچ مطلبی را منتشر نموده است که در آن به بررسی برترین سایت-سرویسهای وب با محوریت شبکه های اجتماعی- وبلاگی پرداخته:
این لیست شامل ۲۰ سایت برتر است:
- Blogger (222 million
- Facebook (200 million
- MySpace (126 million
- WordPress (114 million
- Windows Live Spaces (87 million
- Yahoo Geocities (69 million
- Flickr (64 million
- hi5 (58 million
- Orkut (46 million
- Six Apart (46 million
- Baidu Space (40 million
- Friendster (31 million
- 56.com (29 million
- Webs.com (24 million
- Bebo (24 million
- Scribd (23 million
- Lycos Tripod (23 million
- Tagged (22 million
- imeem (22 million
- Netlog (21 million
این لیست قرار بود به بررسی شبکه های اجتماعی بپردازد اما در بین آن هاسرویسهای وبلاگ نویسی نیز دیده می شود.علت نیز ساده است: مرزی که در گذشته بین این دو نوع سرویس وجود داشت به آرامی در حال ناپدید شدن است.
آمارهای فوق حاوی نکاتی است:
۱- اعداد ارائه شده بیانگر تعداد بازدیدهای انجام شده از صفحات هر سایت در ماه نوامبر ۲۰۰۸ می باشند(اطلاعات ماه دسامبر در دسترس نبود). بر این اساس سرویس وبلاگ نویسی بلاگر با ۲۲۲ میلیون بازدید در راس این لیست و طبعا در راس سرویسهای وبلاگ نویسی جهان قرار دارد.
۲- فیس بوک با فاصله کمی در رده دوم قرار دارد. در سال ۲۰۰۸ فیس بوک به رشد دیوانه وار خود ادامه داد.حدس زده می شود که در سال ۲۰۰۹ نیز کماکان شگفتی آفرین باشد.
۳- مای اسپیس پیر و فرتوت٬ هنوز هم در امریکا طرفداران تین ایجر خود را حفظ کرده٬ اگرچه نمودار بالایی نشان می دهد که دیگر رشدی در آمار بازدید ندارد. آیا می توان گفت سال ۲۰۰۹ کابوس واقعی برای مای اسپیس است؟
۴- رده چهارم لیست از آن وردپرس.کام است. فاصله وردپرس.کام با مای اسپیس ناچیز است و رشد بسیار خوبی دارد. باید دید در سال جدید میلادی آیا می تواند مای اسپیس را کنار بزند یا خیر؟ حدس من این است که چنین چیزی رخ خواهد داد.
۵- ویندوز لایو اسپیس درست است که در رده ۵ قرار گرفته اما رشد ان منفی است.این کاملا طبیعی است.لایو اسپیس در برابر رقبای قدر خود مثل فیس بوک و مای اسپیس حرفی برای گفتن ندارد. در مورد وبلاگ نویسی نیز تا وقتی که بلاگر/وردپرس باشد طبعا کسی به سراغ گزینه های ضعیفی چون لایو اسپیس نخواهد رفت. در مجموع سال پیش رو چندان خوش آیند لایو اسپیس نخواهد بود مگر انکه تغییری ریشه ای در دیدگاههای مایکروسافت نسبت به وبلاگ نویسی/شبکه های اجتماعی رخ دهد- که من بعید می دانم.
۶- قرار گرفتن بعضی اسمها در این لیست بسیار عجیب است: مثلا یاهو جئوسیتی بنظر می رسید که سالهاست از رده خارج شده. اما قرار گرفتنش در این لیست نیاز به تحلیل دارد. باید باری دیگر بدان نگاهی انداخت. سایتهای چینی مثل بایدو و ۵۶ دات کام طبعا مخاطب اختصاصی خود را دارند و از مزیت جمعیت میلیاردی چین بهره می برند.
۷- دو سایت دیگر را نیز بهتر است با دقت بیشتر بنگریم: الف- اسکریبد: که سایتی برای به اشتراک گذاشتن ای-بوک است و ب- imeem که سایتی مرتبط با موزیک است.متاسفانه imeem مدتهاست برای من بلوکه شده است(بلوکه کردن یک سایت مرتبط با موزیک نیز از شاهکارهای مخابرات نازنین است).اما اسکریبد بنظرم می رسد در بین کاربران ایرانی و بخصوص وبلاگهای فارسی بخوبی جا نیافتاده است.
۸- شاید این اطلاعات برای دوستانی که در فضای سایبر به دنبال ارتباط های گسترده به خصوص در مورد کشتار خونین غزه می گردند مفید باشد.
۹- امروزه باید به دنبال تعاریف و تقسیم بندی جدیدی از سرمایه اجتماعی در فضای مجازی باشیم.ارتباطات مهم هستند منتها دیگر از مهم بودن نیز فراتر رفته است.
نکته مهم: ایجاد وتوسعه سایت هایی با قابلیت هایی چون این موارد در داخل کشور و در جهت توسعه روز افزون فن اوری اطلاعات و شبکه های اجتماعی نیاز ضروری حرکت هایی در راستای بیداری جهانی می باشد.
منبع قسمتی از مطلب:mhmazidi2.wordpress.com
طبقه بندی: یادداشتها، رسانه های جدید، دنیای دیجیتال، فضای سایبر.
برچسب ها: سرمایه اجتماعی،۲۰ سایت برتر، شبکه های اجتماعی ، سرویس وبلاگ نویسی ،فیس بوک ،مای اسپیس ،وردپرس.کام ، ویندوز لایو اسپیس ، یاهو جئوسیتی ،اسکریبد، imeem،کشتار خونین غزه ،بیداری جهانی .
دنبالک ها: باز تعریف نسبت به محیط بلاگ با دنیای دیجیتال.
سوال و جواب؟
امروز آقا رفته بودند دانشگاه علم و صنعت ولی ما نرفتیم. عده ای کار داشتند و عده ای می گفتند واجب کفایی است.
رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق برای اولین بار در سال ۸۲ اقدام به گرفتن دانشجو نمود .حدود سال ۸۳ بود که انجمن علمی دانشجویی این دانشکده شکل گرفت.
حالا به نکات زیر توجه کنید:
۱- هر کد ورودی ویژگی غالبی دارد مثلا ۸۲ ای ها بیشتر زدند توی کار سیاستگذاری از نوع کلاس مدیریتی و کمی هم کارهای علمی با این هویت را انجام میدهند.
۲- کد ۸۳ البته به نظر خودشون کار نظری می کنند اما در فضا سیر می کنند وخیلی هاشان هم گیج می زنند.
۳- کد ۸۴ به قولی تکنیکی اما در بین هوا و زمین معلقند.
۴- کد ۸۵می خواهند روشنفکر باشند حتی در تکنیک !
۵- کد ۸۶ هنوز برای خودشان کلاس میگذارند که ما ارتباطات قبول شده ایم و هنوز هیچی نشده زدند توی کار انتقاد .
۶- کد ۸۷ از همه جا بی خبر اما به دنبال هدف.
در این بین انجمن علمی با هدف جهت دادن به رشته و تکمیل نقاط ضعف دانشکده به پیش می رود ابته من بر این نظر معتقد و پا فشارم بگذریم که عدهای رویای شورش بر دانشکده را در همان فضای خودشان طی می کنند و عده ای زده اند در کار روشنفکری به تاسیس دانشکده ای در پرده! البته فقط حرف! عده ای هم به قول معروف آب زیره کارند هم با این طرف هستند هم با شورشیان و روشنفکران.
این وسط یک انجمن باقی مانده که هر کدام از این کدها فکر می کنند مال فرد خاصی است یا گروهی خاص بر ان سیطره زده اند در حالیکه چهار پنج نفر در کنار دبیر هستند که به او کمک می کنند.
حالا به موارد زیر توجه کنید:
۱- جلسات علمی که برگزار می شود عده ای مانند اعلامیه های ترحیم که در گوشه کنار شهر می بینند از کنار آن می گذرند.
۲- عده ای از دانشجویان تنها از خواب بیدار می شنود سر کلاس می روند که غیبت نخورند بعد تسبیحی به دست و از آنجا مسجد و بعد رستوران و دوباره به سوی رختخواب! واقعا جدی می گویم حتی اگر حمله اتمی هم شود می گویند این جوری شد ! چه اتفاقی ! و باز هم سکوت می کنند.
۳- هر کار علمی که از دوستان طلب انجام آن را می کنیممی گویند در پزوهش اند و یا وقت نداریم.
۴- می گوییم ایده دهید ولی خوابند! واقعا دانشجویان مرده اند.
۵- عده ای فقط به وبلاگ و اعتراض وارد شده اند که حداقل بقیه را بیدار کنند ولی این خواب از آن خواب ها ست ولی پاورق نویس همچنان صبور است.
۶- در این وسط عده ای هستند که می گویند باید دیگران را بیدار نمود ولی خود بالش و جا را برای بقیه می اندازندند و حرف خود را در بوق و کرنا میکنند که ما اصلاح طلبیم.
۷- وقتی جلسه ای میگذاریم که استاد نظرش را بیان کند و فقط ۶ نفر آمده اند نشان از چه دارد .یک از دوستان یسیار بزرگوار که ارادتمند اوییم می گفت به آنها اس.ام . اس بزن شاید از خواب حتی برای چند لحظه بپرند ولی زدیم گویا نه تنها موثر نبود بلکه لالایی بود .
۸- نشریه برای کی زده می شود ؟ و برای چی ؟ وجلسات برای کی برگزار می شود؟ و هزاران برنامه مختلف دیگر!
این را نوشتم شاید فرجی شد .
به این انتقادات پاسخ دهید حتی بدون روی در بایستی به صورت کامنت . شاید همگان بخوانند. الته از راه حل فرار نکنید.
نقد رسانه ملی! بی هدف!
هیچ فرصتی بهتر از حضور رئیس رسانه ملی در محفلی دانشجویی برای انتقاد از برنامه ها و ساختار رسانه ای که ره به ناکجاآباد می برد نیست. وقتی مهندس ضرغامی در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام حضور پیدا کردُ مطالبی را آماده نموده بودم و با خیال اینکه نوبت به ما می رسد راحت نشسته و موارد و نکات قابل ذکر را بالا و پایین می نمودم .اما زهی خیال باطل چرا که بعدا فهمیدم که حتی سخنرانان را نیز عده ای از دوستان مشخص و موارد را به آنها دیکته کرده بودند و تنها برای بستن دهان دانشجویان اعلامیه ای جهت اعلام سئوال شفاهی به در و دیوار دانشگاه زده بودند.
این نوشته هرجند نوشته ای انتقادی است اما از کلیه دوستانی که به نوعی در این مطلب مورد انتقاد می گیرند ُ پوزش می خواهم چرا که واقعیت ها جای گله و شکایتی ندارند.
۱- مراسم تقریبا راس ساعت شروع شد البته به خاطر حضور به موقع ریاست صدا و سیما و با این حال عده ای که ادعای مسئولیت جلسه را داشتند هنوز به اصطلاح سالن را می آراییدند و آخرش از بعضی از کارهاشان باز ماندند.
۲- از نقاط ضعف این جلسه انتخاب فردی به عنوان مجری بود که بیش از آنکه مجری باشد جلسه را را از فضای علمی خارج می کرد و سئوالات به اصطلاح مربوط خود را می پرسید.
۳- قبل از حضور ریاست صداو سیما مسئولین بسیج در اقدامی هوشمندانه نمی دانم واقعا قبلش فکری داشتند یا نه اما نگذاشتند که از مراسم تصویربرداری شود و تنها خود دانشگاه از مراسم تصویربرداری نمود که قصد دارند خود تدوین نموده و در اختیار صدا وسیما قرار دهند.
۴- ریس صدا و سیما اول جلسه نسبت به کاریکاتوری که روی دیوار بود نکته ای به نفع سازمانش برداشت کرد و گفت که ما حداقل سرسفره های مردمیم و لی کسانی چیزی سر سفره ها نیاوردند.
۵- سئوالات کلا برای تخریب بود تا نقد درست و حسابی البته معدودی هم نقد های خوبی داشتند شاید کلا هدف این بود که به گونه ای انتقاد کنند که ضرغامی کم بیاورد و بگوید کم آوردم اما این ضرغامی که ما دیدیم تا پنج ساعت این روند را ادامه داد.
۶- حضور تهیه کننده مستند شوک در برنامه خیلی جالب بود در پشت مراسم رایزنی برای کارهای بعدی اش فراموش نشد ما هم اگر پشتمان به مسئولین دانشگاه گرم بود خوب بود. تازه کلی تیپ! شاید نود فرهنگی و سیاسی هم تهیه کند. راستی این آخری از پیشنهادات دانشجویان بود.
۷- مجری جلسه خودش می توانست جلسه را به نقاط خوبی راهنمایی کند ولی حیف که این کار را نکرد چون خودش همه کارها را می خواست انجام دهد.
۸- به من بگویند آخر این برنامه چه نتیجه ای گرفتید می گویم هیچ منتها فهمیدم باندهایی در بین دانشجویان شکل گرفته که انتقاد می کنند به جای اینکه فکر کنند و می خواهند خود به افکار دیگران جهت دهند.
ضرغامی آمد و رفت و باز ما فهمیدیم که باید مواظب بود.
رسانه هاي ما و معصوميت از دست رفته يک رسانه
ترقي و شکوفايي يک عرصه در حوزه اي چون رسانه که گاه نمايانگر اقتدار و قدرت حرفه اي ها در ترفند ها و افکت ها و نيز در خلاف واقع نشان دادن واقعيت ها مي باشد که از مسيرهاي گوناگوني حاصل مي گردد.
مردان - رسانه و زنان - ر رسانه در کنار هم پيش مي روند و تکاپو ايجاد مي نمايند اما گاه صحنه تعاملات بين اين دو را مسائل ديگري تعيين مي کنند.
ايران کشوري است در جنوب غربي آسيا و کشوري شيعه و تاثير گذار در ميان ملل مسلمان و در سطح جهان به شمار مي آيد وانقلاب اسلامي علت اصلي تحول و دگرگوني و تغييرات در دوران معاصر به شمار مي رود.
سينما به عنوان رسانه اي با تحولات و رويکردي جديد چون نهالي تازه کاشته شده شروع به رشد و تعالي نمود اما در اين بين پوست اندازي ها مدام بايد صورت مي گرفت اما آفت ها کم کم سراسر اين نهال را فرا گرفت و همچنان به رشد خود ادامه داد و ديري نپاييد که سي ساله شد.
هرکسي که از کنار آن ميگذرد به حال ميوه هاي آفت زده اما زيباي آن تاسف مي خورد اما ناظران تنها به تعداد انگشت شمار ميوه هاي آن چشم مي بندند. کنده کاري هايي توسط برخي از رهگذاران روي درخت کم کم درخت را از طراوت و شادابي خارج نموده است.در فصل باروري اين درخت گاه گرده هايي نا پاک بر درخت مي نشينند و اين معصوميت را لکه دار مي کنند.
در اين جاست درختان همجوار بيشتر تاسف مي خورند و چون زباني براي بيان ندارند تنها با خود زمزمه مي کنند از هر رهگذري که بپرسي ميوه هاي ساير درختان طعم تلخ يک معصوميت از دست رفته را مي دهند.
نکات:
1- «ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي که «ملکوت آسمان ها» را در کارنامه خود دارد اين بار در فيلم جديدي به نام «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of liesموضوع تروريسم را مد نظر قرار داده است.اين فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. داستان فيلم زندگي يک مامور سيا به نام راجر فريس را روايت مي کند که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام«سليمان» به اردن سفر مي کند. روز جمعه 19 مهرماه سال 1387 سينماهاي امريکا و انگلستان شاهد نمايش اين فيلم خواهند بود. از نکات قابل توجه در اين فيلم حضور گلشيفته فراهاني در يکي از نقش هاي اصلي آن است.»
اين خبر براي خيلي از افراد جالب بود و براي عده محدودي که از دست دادن معصوميت ها را حتي به ذهن خود راه نمي دهند، مايه ي تاسف.
2- رسانه: به طور کلي ، رسانه يک کارگزاري واسطه اي است که امکان مي دهد ارتباطات اتفاق بيافتد. در معنايي دقيق تر، رسانه تحولي فن آوارانه است که بر کانال برد و يا سرعت ارتباطات بسي مي افزايد.در معنايي وسيع، گفتار، نوشتار ، ايما و اشاره، بيان چهره اي، لباس، بازيگري و رقص را مي توان در زمره رسانه هاي ارتباطي گنجاند. هر رسانه اي مي تواند کدها را در امتداد يک يا چند کانال منتقل کند. اما اين کاربرد واژه رسانه به تدريج رنگ مي بازد و اين واژه هر چه بيشتر به رسانه هاي فني و بخصوص رسانه هاي گروهي محدود مي شود. گاهي از اين واژه براي اشاره به ابزار ارتباطات(از باب نمونه، در «رسانه چاپي يا پخش»)استفاده مي شود اما واژه رسانه بيشتر به شکل هاي فني اشاره دارد که اين ابزار ها به کمک آنها «فعليت بخشيده مي شوند»(مثلا راديو، تلويزيون، روزنامه، کتاب، عکس، فيلم و صفحه موسيقي).مک لوهان در گفته ( اظهار نظر) معروف خود«رسانه پيام است» از اين کلمه در اين معنا استفاده کرد. منظور او اين بود که پيايمد هاي شخصي و اجتماعي يک رسانه فن آورانه تازه، في نفسه، مهمتر از کابردهايي است که بر آن رسانه در عمل بار مي کنند: وجود تلويزيون مهمتر از محتواي برنامه هاي آن است.(جان فيسک و ديگران،1983)
3- مي خواهم در آمريکا بمانم يا مي خواهم معصوميتم را از بين ببرند.
4- تصويري که روزنامه باني فيلم از گلشيفته فراهاني به عنوان نمايش مي گذارد دقيقا تصويري تغيير يافته از خانم فراهاني در مراسم افتتاحيه فيلم مجموعه دروغها مي باشد.
5- شايد رسانه هاي ما هنوز در فکر آن معصوميت هستند که از دست رفته است.
6- شايد بتوان گفت که يکي از رسانه هاي ما تحت مالکيت باغباني ديگر درآمد و ما ...
۷- البته جا دارد به دوست گرامي محمد لساني(رئيس) بگم دمت گرم!
شوک بی معنا - بی مفهوم

خیلی از مردم ما تحت تاثیر بسیاری از تبلیغات قرار می گیرند پخش تیزر های برنامه ای که رنگی از واقعیت را ندارد شاید مخرب باشد وقتی وارد مغازه ای می شوی تا پیتزایی بخری می بینی که مردم به تلویزیونی خیره می شوند که بازی بازیگرانی را به آنها می نمایامد که در ذهن و فکر خویش با پول هایی که به جیب تهیه کننده این برنامه یعنی شوک - شوک - شوک سرازیر می شود می خندند.
۱- وقتی دست اندر کاران برنامه حتی تفکیک ها را نمی شناسند شیطان پرستی را با رپ در هم می آمیزند و بسیاری اراجیف دیگر.....
۲- فقط پول و جریان سازی حرف اول را می زند . این جاست که رسانه باید سطح نگری را به مردم یاد دهد چراکه تمامی برنامه هایش این چنین است . ما اننتقاد می کنیم ولی دیده نمی شویم چون که آن ها چیز های دیگر را می بینند.
۳- از دانشگاه امام صادق(ع) بعید است که چنین برنامه بی محتوا و بازی عده ای راکه مردم را به سخره گرفته اند را مورد تایید قرار دهد .
۴- عده ای فقط برنامه می سازند و از هر چیزی بهره می گیرند حتی کلیپ های مستهجن... تا بتوانند مشهور شوند و رسانه ملی تنها به مخالفت به واقعیت دست می زند.
نگذارید این گروه ها به رسانه ها وارد شوند چراکه سرانجامی شوم به همراه خواهد داشت.
دیشب محمود را توی پاستور دیدم!

دانشگاه امام صادق(ع) اگه نبود محمود احمدی نژاد چه کار می کرد . دیشب یعنی دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ روز یبود که جمعی در حدود ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه ما به دیدار فردی رفتند که پس از این دیدار بر بنده اطمینان حاصل شد که همین دوره چهار ساله ریاست جمهوری بر او کافیه کافی است.
دوست دارم که یک نکته را قبل از تمامی نکته ها بگم و اون اینه که احمدی نژاد داره جاده خاکی می ره !باشه چون در موردش توضیح می دم.
۱- حدود ساعت های ۱۹ و ۳۰ دقیقه بود که با اتوبوس های از رده خارج شرکت واحد به سمت پاستور یا همان کاخ ریاست جمهور ی رفتیم. گرم بود ولی باز تحمل کردیم.
۲- نزدیک های اذان رسیدیم به محدوده ی کاخ . برای نماز رفتیم به مسجد . به قول یه نفر از برو بچ که کنار من نشسته بود مسجدی معماری چسینی داشت منظور ارایش چراغ هاش بود.
۳-نماز را که خوندیم بلافاصله دانشجویان به سمت سالن حرکت کردند. امام جماعت این مسجد قبل از ورود ما اونجا بود و بعد از رفتنمون اونجا موند فکر کنم موند تا نماز صبح !
۴- کاری به پذیرایی قبل از شروع مراسم ندارم به هر حال وارد سالن شدیم یک شش نفری اولش خوب انتقد های فرهنگی اقتصادی و سیاسی و حتی آرمان طلبی وارد کردند هرچند که بیشتر به شعار شبیه بود بعدش یکی از ورودی های ۸۴ اقتصاد سخنی در باب نفت و.. کرد.
۵- اینجا گند صحبت های شفاهی در آمد که آره ما خوابگاه متاهلی می خواهیم !طب اسلامی حمایت حمایت!یک میلیارد تومن به ما بدید تا دانشگاه گل و بلبل با نظریه های داغ اقتصادی بهتون بدیم. و اخرش یه نفر اومد که برای اینکه ما هم هستیم گفتش ما را وارد دولت کنیم . این جا ها بود که می خواستم یک سیلی بخوابونم توی گوش این دو نفر که معلوم نبود چرا صحبت و مطالبات شخصی خودشون را از این آقاهه می پرسن ! راستی بسیج دانشجویی ما هم مقصر از اجازه صحبت دان به اون ها!
اصلا مثل اینکه دانشجو ها را فراموش کرده بودند و آرمان ها را له!
۶- الان نوبت به احمدی نژاد شد می توانیم اما حالا ها زوده ! راست می گه یه کمی صبر کنید بگذارید گند های قبلی پاک بشه و مفسدان داخلی بهشون توجه مشه بعدا می فمید چرا که داد خیلی ها داره بلند می شه !
۷- انتقادات فرهنگی را با گفتن اینکه با فلانی مثلا معاونت سینمایی مخالفم اما حوزه فرهنگ را گذاشتم با رهبری و تا وقتی آقا روی یه نفر نظر دارند من حرف نمی زنم توجیه کرد! . وبه نوعی همه تقصیر ها را انداختند بر جای دیگر . این جا بود که باید پاسخ می خواستیم که نخواستیم!
۸- به بقیه خاطرات .... کار ندارم شام خوردیم و حدود ساعت ۲ بامداد توی دانشگاه بودیم.
۹- اما این نکته را تایید می کنم که هیچ کس احمدی نژاد نمی شه! ما هدفمون پیگیری ونقد سازنده دولت باید باشه ونه تخریب! لذا یک موی گندیده محمود را با صدتای بقیه عوض نمی کنم.
مثل هر روز دیگه است ولی نمی دانی که چه باید انجام بدهی ومهم ار از آن چی بنویسی اوی ایام عید امسال حسابی سرم شلوغ خواهد بود و فکر نکنم که بتونم مطلب خاصی توی وبلاگم بنویسم.
بگذریم ...امسال با تمام خوبی وبدی ها گذشت امسال استاد اخلاق از دست دادیم آیت الله مجتهدی و دانشمندانی چون علامه عسگری و آیت الله مشکینی .استاد تاریخ چون سید جعفر شهیدی ماهواره به فضا پرتاب کردیم قطعنامه ای را که علیه ایران برای بار سوم تصویب شد شنیدیم وجشن گرفتیم .فیلم سنتوری را از کنا رخیابان خریدیم ودیدیم وجشنواره فجر را به همین سادگی پشت سر نهادیم.رای را درون صندوق پلاستیکی انداختیم وفرمی شبیه کنکور را پر نمودیم با آیت الله توسلی وداع کردیم وکسانی که به این بهانه برای احمدی نژاد شانتاژ بازی در اوردند برو بر نگاه کردیم وسکوت اختیار نمودیم به جای بالا رفتن از سفارت دانمارک برای محمدرضا خاتمی در دیدار با سفرای فلان کشورها هورا کشیدیم.جواب دندان شکن رئیس جمهورمان را ر دانشکاه کلمبیا به باد انتقاد گرفتیم تا شاید بر نقاط ضعف خودمان سرپوشی نهیم. دست دادن خاتمی را از اینترنت دانلود کردیم بی تفاوت از کنار نسل کشی غزه گذشتیم.در سالگرد تخریب حرمین عسکریین بی کار همدیگر را نگاه کردیم.ولی از مردم یزد واستقبال از آقا نمی توان گذشت به جد روی همه ما را کم کردند ودر ضمن با سخنان آقا روی خیلی ها هم کم شد.وزیز ها را پشت سرهم کنار گذاشتیم وهرکه را خواستیم وترد سیاست کردیم.در ضمن لاریجانی را از شورای امنیت ملی بیرون کردیم وجلیلی را جایش گذاشتیم وکادر برادرش را از سوره به بیرون پرت نمودیم ودر روزنامه ها تا می توانستیم به دولت بد و بیراه گفتیم که کم کم خود دولت داشت باور می کرد اما سرانجام مردم بودند که مشت خود را به جای حساسی کوبیدند وورق ها را در جایی انداختند که نشان دهند ما خواهان نمایندگانی هستیم که ملت اسلامی ایران را (مانند کد سرفراز)سرفراز نمایند.

۱- حرف زیاد برای گفتن داشتم اما....
۲- در لحظه تحویل سال برای ظهورش دعا کنید......
مهرجویی سوسیس ها را برای چه کسانی سرخ کرد؟

به راستی مخاطبان اصلی فیلم سنتوری چه کسانی هستند. فیلمی که امروز خیلی ها آن را دیده اند ودر گوشه وکنار در مورد آن بحث می کنند. مهم این است که آن هدفی که پخش کنندگان این فیلم به دنبال آن می باشند یعنی راه انداختن خرید سوسیس از مهرجویی برآورده شده است.قبل از هرگونه اظهار نظری در مورد این سئوال به مطالبی که از برخی وبلاگ ها یافته ام توجه نمایید.
۱- دیروز فیلم No country for old men رو دیدم و امروز "سنتوری". هر دو فیلم به شدت تلخ بودند. به نظرم هر دو نماینده های خوبی هستند از طرف ایران و آمریکا!
۲- خیلی برای دیدن یا ندیدن سنتوری با خودم کلنجار نرفتم. شاید باید نمیدیدم اما نتونستم... بازی فوقالعاده ی بهرام رادان هوش از سرم برد! به نظرم گذاشتن صدای محسن چاووشی روی تصویر رادان خیلی بیانصافی بوده. نه اینکه بخوام چاووشی رو زیر سوال ببرم، میخوام بگم ترکیب خوبی از آب درنیامده! مردهی اون تیکه از فیلم بودم که رادان (درواقع علی سنتوری) وسط روضهی زنونه دنبال مداد میگشت. فکر کنم ده باری اون تیکه رو نگاه کردم.
۳- یکی از وبلاگ ها دیالوگ زیر را بسیار تاثیرگذار می دانست چرا که به نوعی تلقی وبرگزاری مراسم مذهبی ای که در نزد عموم برگزار می گردد بی محتوا وبه نوع خاله بازی کودکانه زنانه در نظر گرفته شده بود.البه در آن وبلاگ این مطالب نوشته نشده بود نظر شخصی خودم است
- خاک تو سرت کنم یه مداد نداری.
مادر... مادر... مادر...
- بله، باز دیگه چی شده؟
- یه مداد به من بده.
- مداد میخوای واسه چی؟
- بابا مداد میخوام بزنم تو سرم! میخوام بنویسم دیگه!
- آبرو واسه من نذاشتی!
ـ بابا خانوما یه مداد به من بدید. یه قلم! یه مداد! یه کوفت! یه زهرماری که بشه باهاش نوشت. بابا مگه شماها هیچوقت نمیخواین یه چیزی بنویسین؟ آخه یه قلم پیدا نمیشه اینجا؟ آخه این چه خونهایه که یه قلم توش پیدا نمیشه؟ الله اکبر به کی بگم آخه من؟
۴- علی سنتوری سومین فیلمی بود که دیدم. که البته تبدیل به سنتوری شده بود و حتی این نسخه زیرزمینی هم از چنگال قیچی سانسور جان سالم به در نبرده بود! والله من که چیزی خلاف عرف و شرع در آن ندیدم و نمی دانم چرا مجوز اکران برایش صادر نشده؟!!! آهنگهایش قشنگ بود. گرچه تمام هنریشگانش افتضاح بازی می کردند خصوصا بهرام رادان که نقش اصلی را بر عهده داشت! ولی چون من عاشق سنتورم خیلی قطعاتی را که می زدند دوست داشتم! در کل مثل اغلب فیلمهای ایرانی سر و ته نداشت! ولی خداوکیلی فیلم ساختن در ایران سخت است دیگر. همین را هم که این بندگان خدا می سازند باید برویم هزاربار خدا را شکر کنیم!!!
۵- با اینکه یکی دو هفته ای میشه اصلاَ حس فیلم دیدن ندارم اما سنتوری رو همین چند روز پیش دیدم.درسته که چیزی خلاف عرف و شرع تو فیلم دیده نشد،اما بازم پر بود از صحنه ها و دیالوگهایی که هرکدومش میتونه مجوز یه فیلم رو باطل کنه.مخصوصاً وقتی وزیر ارشاد حسین صفارهرندی باشه.در ضمن در مورد بازی همه ی بازیگران به جز رادان باهات موافقم؛رادان تو کل فیلم خوب و تو چند تا سکانس فوق العاده بازی کرده بود.

همانطور که دیدید نظرات از نوع بازی گرفته تا محتوای فیلم را در برگرفته بود و وبلاگ ها نیز طیف متفاوتی داشت. مهم این جاست که وقتی با برخی از جوانان مذهبی پیرامون این موضوع صحبت می کردم آن ها فشار به برخی هنرمندان در کشور را عامل انحراف آن ها می دانستند . واین جاست که معلوم می شود کارگردان بیش از آن که مخاطب خاصی را مدنظر داشته باشد به هر نحوی سعی دارد که شعارش وفکرش را برای به راه انداختن جریان وحرکتی اینچنینی که با حضور و پخش فیلم در رسانه های دیداری کوچه وبازار محقق شد به کارگیرد.
این گونه است که کسانی که هر چند صحنه مربوط به ورود علی سنتوری به خانه یشان و گفتن این که ابوالفضل به کمرت بزند می خندند و یا عقدی را که باتبرک جستن ازسوره ای که در قرآن نیست! (سوره نکاح) به شیوه روشنفکری می بینند و فقط عده ای در دل می گویند مهرجویی عجب آدمی است.
این چنین می گردد که دیدن این فیلم ها شاخصه هایی از فرهنگ در بین عموم تلقی میشود.
سنتوري در رسانه های کوچه و بازاری

۱- دیدم مردی در میدان انقلاب به راحتی داد می زند سنتوری سنتوری.
۲- سنتوري»، داستان يك نوازنده موسيقي است كه به بلاي خانمانبرانداز اعتياد دچار شده و به دنبال آن، همه چيزش را از دست ميدهد و در پايان به كمك همان موسيقي به زندگي بازميگردد.
۳- قهرمان اين فيلم در صحنههايي نيز مذهب را به سخره گرفته و برگزاري مراسم و روضههاي مذهبي را زير سؤال ميبرد و افراد شركتكننده در اينگونه مراسم را «قوم ظالمين» خطاب كرده البته حتما منظور ايشان بحث افراط و تفريط بوده و در گوشهاي نيز با استفاده از يك روحاني ساده سنتورنواز كه شرايط جاري كردن عقد را نيز رعايت نكرده، بحث بسيار عميق ازدواج را يك شوخي جلوه ميدهد كه از اين صحنهها ميتوان به زيركي! يا سادهلوحي مهرجويي در نمايش جلوههاي مذهبي فيلم پي برد.
۴- مهرجويي كه در زمان رژيم پهلوي فيلم باارزشي همچون «گاو» را ساخته است اين بار فيلم «سنتوري» را ساخت؛ فيلمي كه از الفاظ بسيار ركيك، صحنههاي ناهنجار اجتماعي در بخشهاي گوناگون فيلم، تأكيد بيش از حد به مصرف مشروبات الكلي، اختلاط بيش از اندازه و ارتباط و اختلاط بسيار تنگاتنگ زوج اصلي فيلم و ابراز علاقههاي بسيار طبيعي! سرشار است و آنچه چندان به آن اشاره نميشود، بحث اعتياد و پيامدهاي آن است.
۵- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:فيلمنامه سنتوري سال 81 با نامي ديگر به معاونت سينمايي ارائه شد اما به دليل مشكلاتي كه داشت نتوانست مجوز ساخت دريافت كند. اما حالا كه فيلم ساخته شده ، قابليت نمايش عمومي ندارد. زيرا برخي معتقدند فيلم با فيلمنامهاي كه مجوز گرفته متفاوت است. البته نمايش فيلمهايي كه قابليت اكران عمومي ندارند در جشنواره فيلم فجر، يادگار سالهاي قبل است كه من با آن مخالف هستم. (12/05/86)
۶- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: شواهد و قرايني در دست است كه براساس آن ميتوان نقش عوامل فيلم «سنتوري» در توزيع قاچاق آن را مورد بررسي جدي قرار داد.(جمعه,3 اسفند 1386)
اين ها مواردي بود از اينکه يه فيلم چقدر مي تونه جنجال درست بکنه. اولش که اجاز اکران داده نشد ومعلوم بود که به همین راحتی ها اجازه این چنین کارهایی را پیدا نمی کنه! وهمین چند وقت پیش ها هم وارد عرصه قاچاق.به اینکه عامل این حرف ها وحدیث ها می تونه چه چیزی باشه کاری نداریم چون اون ها می خواستند با این فیلمشون توی جامعه تاثیر بگذارند حالا با مظلوم نمایی این اتفاق خیلی بهتر افتاده حرفشون را راحت می زنند بدون هیچ ...آره همان سه نقطه.
وقتی مجوز راحت صادر می کنید !وقتی توی جشنواره فجر فیلم را نمایش می دهید! از اکرانش جلوگیری نکنید. چراکه پخش این فیلم از حیطه یک رسانه که بیشتر حالت رسمی دارد وکمتر توی کشور ما نفوذ دارد خارج می شه و وارد عرصه یک رسانه عمومی تر یعنی همان سیستم های ویدویی وبه قول من (رسانه دیداری کوچه و بازاری) می شه واین گونه است که یه فرهنگ والا که تاثیرات کمتری دربین مردم داره بین عموم مخاطب پیدا می کنه وتاثیرگذار می شود.
نکته:سنتوری که توی جامعه پخش شد پس دوباره کاری نکنید که باز آرد پشیمانی.
جایزه ای به نام اسکار

۱- اسکار، جایزهای است که از سال ۱۹۲۹ تا به حال، هر سال از طرف آکادمى علوم و هنرهاى سینمایى آمریکا موسوم به آکادمى اسکار اهدا میشود،البته پیشکسوت این عرصه در آمریکا، جایزهای بوده است که براى نخستین بار در سال ۱۹۲۰، یعنى ۹ سال پیش از اعطاى اولین جوایز اسکار، از طرف مجله Fotoplay اهدا می شده است. لازم به ذکر است این جایزه، به غیر از سالهاى جنگ جهانى دوم، تا سال ۱۹۶۸ برقرار بود، اما با توجه به اهمیت و اعتبار روزافزون جایزه اسکار، با گذشت زمان رنگ باخت و سرانجام در اواخر دهه شصت میلادى از صحنه محو شد. البته در کنار اسکار، جوایز سینمایى دیگرى نیز در آمریکا اعطا میگردند که در میان آنها میتوان به جایزه معتبر Golden Globe اشاره کرد.
۲- جایزه اسکار از چند جهت براى هنرمندان و دست اندکاران عالم فیلم و سینما جذاب است و بسیارى دریافت آن را حتى نقطه اوج فعالیت هنریشان میدانند. این مسئله شاید از اینجا سرچشمه میگیرد که برنده جایزه اسکار برخلاف خیلى از جوایز سینمایى دیگر، از طرف منتقدان فیلم انتخاب نمیشوند، بلکه این خود هنرپیشگان، کارگردانان، تدوین کنندگان و در یک کلام خود همکاران هنرمند هستند که برنده این جایزه معتبر را برمیگزینند. از طرف دیگر بازیگرانى که اسکار گرفته و یا حتى نامزد دریافت اسکار شدهاند، نه تنها شهرت و محبوبیت که سطح درآمد آنها نیز افزایش یافته است.
در مراسم اهداى جوایز اسکار همه چیز وجود دارد: هنرنمایی، خودنمایى و زرق و برق، اشک و لبخند، ابراز احساسات واقعى و یا ظاهرى و انتخاب برندهای که هیچکس حتى فکرش را هم نمیکرده. و شاید هم جایزه اسکار به همین خاطر است که معجونى است فریبا و جذاب.

۳- جایزه اسکار مجسمه کوچکی است که از سال ۱۹۲۷ به هنرمندان سینما داده شده.ابتدا نامی نداشت و از آن فقط به نام «مجسمه» یاد میشد. فکر ایجاد و اهداء این مجسمه در اولین جلسه هیئت ریسهآکادمی علوم وصنایع سینمای آمریکا بوجود آمد. طراح آن شخصی به نام «گیبونز» بود. هیئت یادشده این طرح را پسندید و برای اینکه به مرحله عمل درآید پس از تغییراتی اندک توسط استادان فن به صورت کنونی درآمداست که ۲۵ سانتیمتر طول و ۱۸۰۰گرم وزن دارد , داخل آن از برنز ساخته شده و روکشی از طلا دارد. ارزش مادی این مجسمه در حدود ۱۰۰ دلار میباشد وهمه ساله به هنرمندان سینما داده میشود که در برگیرنده ۲۸ اسکار سینمایی است.
۴- نام اسکار به صورت تصادفی روی این مجسمه گذاشته شد. روزی «مارگریت هریک» منشی هیئت رئیسه در حالیکه به این مجسمه مینگریست اظهار داشت که این مجسمه وی را به یاد «عمو اسکار» میاندازد. این گفته توسط خبرنگار یکی از روزنامهها که در آن نزدیکی نشسته بود یادداشت گردید و فردا در روزنامهای که کار میکرد این جمله دیده شد: «کارمندان هیئت رئیسه مجسمه مشهورشان را اسکار نامیدند» و از آن به بعد این نام روی مجسمه ماند.
۵- یک مطلب دیگه ای می خواستم در مورد ایمن مراسم بگم این بود که این مراسم جدای بحث هنری بودنش البته اگه مطرح باشه بیشتر به صحنه ای برای مد های جدید لباس برای بازیگران به خصوص زنان تبدیل شده که بتوانند در این مراسم ضمن بهره فراوان تمامی ظرفیت هنری خودشان در معرض نمایش قراردهند. لذا طراحان لباس هم از ماه ها قبل از این مراسم طرح ها والگو های خود را آماده کرده وپول های خوبی به جیب می زنند.
نکته: ما از این مطلب در هراسیم که یک روزی این فیس و افاده ها در جشن ها وحتی جشنواره هایی مانند جشنواره فجر توی کشور ما هم رخ بده!
پرسپلیس جایزه نگرفت.
این از همین ماجراهایی بود که خیلی توی ایران سروصدا راه انداخته بود.خیلی ها می گفتن شاید هم چنین اتفاقی بیفته وانیمیشنی که ارزش این حرف ها را نداره بیاد واسکار بگیره ولی تقدیر چیز دیگری بود که راتاتویل بیاد وجایزه بگیره هرچند این فیلم از ان فیلم هایی بود که سعی داشت همه ایرانییان را از جنس خانواده شخص اول فیلم معرفی کند وبه نوعی روشنفکر های فراری از وطن ویا کس کرده ولی در مقابل جلوه های ویژه راتاتویل کم آورد. اسامي برندگان هشتادمين مراسم اعطاء جوايز اسكار به قرار زیر است:

در بخش بهترين فيلم: «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد» ساخته «برادران كوئن»
در بخش بهترين كارگرداني: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين بازيگر مرد نقش اول: «دنيل دي لوييس» براي فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: «خاوير باردم» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين فيلم سينمايي:زيگر زن نقش اول: «ماريون كوتيلارد» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل زن: «تيلدا سوينتون» براي فيلم «مايكل كليتون»
در بخش بهترين فيلمنامه اقتباسي: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين فيلمنامه غيراقتباسي: «ديابلو كودي» براي فيلم «جونو»
در بخش بهترين طراحي لباس: فيلم «ملكه اليزابت: سال هاي طلائي»
در بخش بهترين انيميشن بلند: انيميشن «راتاتويل» ساخته «برد برد»
در بخش بهترين گريم: فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين جلوه هاي ويژه: فيلم «قطب نماي طلايي» با بازي «نيكول كيدمن»
در بخش بهترين كارگردان هنري: فيلم «سويني تاد» به كارگرداني «تيم برتون» و بازي «جاني دپ»
در بخش بهترين فيلم كوتاه زنده و اكشن: فيلم « Le Mozart des Pickpockets«
در بخش بهترين انيميشن كوتاه: انيميشن «پيتر و ولف»
در بخش بهترين تدوين صدا: فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين ميكس صدا: فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين تدوين فيلم: «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين فيلم خارجي زبان (غيرانگليسي زبان) : فيلم «جاعلان» از كشور اتريش
در بخش بهترين ترانه غيراقتباسي: ترانه «سقوط آهسته» از فيلم «يكبار»
در بخش بهترين فيلمبرداري: فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين موسيقي غيراقتباسي: فيلم «كفاره»
در بخش بهترين مستند كوتاه: مستند « Freeheld»
در بخش بهترين مستند بلند: مستند «تاكسي به گوشه اي تاريك»
The Devil's Advocate
Hotshot Florida defense lawyer Kevin Lomax has never lost a case. In Gainesville, Kevin is defending a schoolteacher, Mr. Gettys, against a charge of child molestation. During the trial, Kevin believes his client is guilty after witnessing the furtive actions of his client. Additionally, it is clear the trial has not been going well for the defense. During a recess, a reporter speaks to Kevin briefly in the restroom and tells Kevin that "nobody wins 'em all." Kevin then decides to go forward to try to win the case, even though he believes his client is guilty. Ultimately, he wins the case after harshly questioning the young victim (Barbara) and reveals that she had other children lie about Mr. Gettys, though her explanation is that "she didn't want to be the only one" to come forward.
At a celebration after the conclusion of the trial, Kevin is approached by a representative of the law firm of Milton, Chadwick & Waters, who offers Kevin an enormous sum of money to come to New York City to help the firm with a trial, specifically jury selection. Kevin accepts the offer and he and his wife, Mary Ann, depart for New York. During the visit, Kevin and Mary Ann are presented with first class treatment. He selects a jury that results in a not-guilty verdict. During the selection, it becomes clear that Kevin either has some kind of power or great intuition about the motives of those on the jury.
Kevin is then made an offer by John Milton to join the firm. Milton warns Kevin about pressure and if he can deliver on a deadline and still sleep at night. He also offers Kevin an extreme salary and a large, swank apartment which Kevin accepts. Both he and his wife appear to be ecstatic over this.
Kevin's first trial is defending a man who sacrifices an animal in a ritualistic manner. "It's a health code case, and it's a loser!" Kevin explains initially. However, he wants to win, and requests many books on health code. He soon wins this case, citing Kashrut laws. Meanwhile, Kevin has begun to spend more and more time at work and less time with Mary Ann who has begun to involve herself with decorating the apartment.
Kevin's next trial involves a high-profile murder trial against Alexander Cullen. This trial is much more demanding of Kevin's time, and he begins to separate with his wife more and more, also fantasizing about Christabella Andreoli (played by Connie Nielsen), a beautiful co-worker. Mary Ann starts descending into schizophrenia as she feels lost and abandoned by her husband. She also has a strong desire for children. Her descent into schizophrenia is partially induced by other "employees" of the law firm, and by visions of demons and her dreams. This culminates during the murder trial, where Mary Ann believes that demons took her ovaries; she goes to a doctor and learns she cannot have children. This is again where Kevin is faced by a difficult decision to continue forward with the trial or to see to his wife. Milton suggests to Kevin that he should look after his wife and that "the world would understand", but Kevin decides to go forward with the trial. Eddie Barzoon is killed on the street while out for a jog.
Kevin later discovers that Cullen's assistant, Melissa Black, is lying about her testimony and now states that he believes his client is guilty. Milton even tells Kevin that he will back him whatever his decision is, but again, Kevin goes forward and wins the case, putting Melissa on the stand. Shortly after, Kevin finds Mary Ann in a nearby church, and Mary Ann claims she was viciously assaulted and raped by Milton. However, Kevin saw Milton in court with him for the entire time so he believes Mary Ann has done it to herself and has her committed to a mental institution. Mary Ann states that she realizes why this is happening, that she and Kevin both were drinking down blood-money. Kevin is informed by an investigator for the Justice Department about Milton's other involvements in arms brokering, money laundering, and environmental crimes. He also reveals to Kevin that his former client, Mr. Gettys, was found with the body of a child in his trunk. While Kevin is visiting Mary Ann, she commits suicide by cutting her throat with a shard of broken mirror, her last words being "I love you." After this tragedy, Kevin learns from his mother that Milton is his father. He is then directed to go to Milton and told that he (Milton) will take away his pain.
Kevin confronts Milton in his apartment, and learns that Milton is also Satan in addition to his father. He blames Milton for everything that happened, but comes to realize it was all his doing after they have a conversation about free will. Milton reminds Kevin that he even told Kevin that the world would understand, that he would back him no matter what. Kevin agrees with Milton, acknowledging that it was his fault all along and that he wanted to win, no matter what, and left behind Mary Ann and kept going.
Milton reveals his motives about wanting to beat God and also dismisses the Biblical prophecy saying he's going to lose ("Consider the source, son!" he tells Kevin). He then explains that he wants Kevin and Christabella (now revealed to be Kevin's half-sister) to conceive a child: the Antichrist. Kevin is offered anything he wants in return. However, Kevin rejects this and his Satanic heritage when he commits suicide, ending Milton's plans. Howling in rage, Milton shape-changes into his angelic form which is the spitting image of Kevin then spontaneously combusts whilst Christabella rapidly ages and withers into dust.
Kevin is then returned to the past, at the recess of Mr. Gettys' trial. This time, he returns to court and announces that he can no longer represent his client despite the possible repercussions to his career. Afterwards, Kevin is approached by a reporter who wants to have an interview with him, saying that he'll be famous. After a little prodding from Mary Ann, Kevin accepts.
Once they leave, the reporter transforms into John Milton, and he announces to the camera with a sly grin, "Vanity...definitely my favorite sin."

پوتين در پاسخ به سوال ديگر خبرنگار ايرنا تاكيد كرد كه شخص وي و روسيه با يكجانبه گرايي آمريكا و جهان تك قطبي مخالف است.
خبرنگار ايرنا پرسيد: آقاي رئيس جمهوري، جهان در يكي دو دهه اخير شاهد تحولات بنيادي در عرصههاي سياسي ـ امنيتي بودهاست و بهنظر ميرسد روسيه تلاش دارد با بهرهگيري از سياليت به وجود آمده، نقش خود را در عرصههاي منطقهاي و بينالمللي باز تعريف كند، در چنين شرايطي اقدامات يكجانبه گرايانه آمريكا بويژه در افغانستان و عراق، امنيت بينالمللي را با چالشهاي جدي مواجه ساختهاست،روسيه به عنوان يكي از قدرتهاي تاثير گذار چه سازوكارهايي براي مقابله با يكجانبه گرايي آمريكا و كمك به بازگشت صلح و آرامش به جهان و منطقه دنبال ميكند؟
رئيس جمهوري روسيه درپاسخ افزود: جواب به اين سؤال شما براي من آسان است. همانطور كه شما خيلي خوب ميدانيد، ما طرفدار جهان چند قطبي هستيم و من خودم طرفدار اين ايده هستم و اگر حتي بخواهند يك جهان تك قطبي ايجاد كنند، نميتوانند اين كار را به انجام برسانند . امروز هيچ قدرتي در دنيا نميتواندتمام مشكلات و مسايل جهان را حل و فصل كند. مسائل عراقو افغانستان مويد آن است.
خبرنگار ايرنا از پوتين پرسيد: آقاي رئيس جمهوري برخي گمانه زنيها در باره آينده سياسي و كاري شما مطرح است از جمله اينكه شنيده ميشود ممكن است پساز يكي دوسال ديگر به منصب رياستجمهوري برگرديد و يا در پايان اين دوره رياست جمهوري در منصب نخست وزيري به كار خود ادامه دهيد؟ نظر شما چيست؟
وي درپاسخ گفت: اين امر را شما درست فرموديد. اما اين فقط يك شايعه است. چون ما قانون اساسي داريم كه من به آن احترام ميگذارم و ما بايد از اين قانون اساسي پيروي كنيم، قانون اساسي ما نميگذارد كه يك فرد بيش از دوبار متوالي بتواند رييس جمهوري شود.
پوتين در عين حال گفت: اما اينكه بعد از چند سال چه اتفاقي ميافتد، به سختي ميشود به آن پاسخ گفت، من نميخواهم اينقدر جلو را ببينم كه چند سال ديگر چه ميشود. اما آنچه من صددرصد ميخواهم اين است، درهر جايي باشم اميدوارم بتوانم به مردم روسيه خدمت كنم.
بدرقه دیپلمات فیلسوف
۱- سيد مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد رييس جمهور در مورد استعفاي علي لاريجاني از سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي گفت: آقاي لاريجاني خودش استعفا کرده است و استعفاي وي به دليل مشکلات شخصي بوده است.
۲- رئیس جمهور با پذیرش استعفای دکتر علی لاریجانی، در حکمی دکتر سعید جلیلی را به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد .
۳- سخنگوی وزارت خارجه : مذاکرات هسته ای با خاویر سولانا روز سه شنبه برگزار می شود و دکتر جلیلی درا ین مذاکرات حضور دارند که ا لبته دکتر لاریجانی نیز به عنوان نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی بنابر بر تاکید رهبر انقلاب و رئیس جمهور حضور خواهد داشت.
۴- ثمره هاشمي همچنين در مورد رضايت دولت از عملکرد علي لاريجاني خاطرنشان کرد: دولت در اين زمينه پاسخي نمي دهد و من هم دولت نيستم و نمي دانم دولت از عملکرد آقاي لاريجاني راضي است يا نه.
۵- اعتماد ملی : علي لاريجاني كه با نقد تند تيم قبلي هدايتكننده پرونده هستهاي ايران، آنها را متهم به «دادن دّر غلطان و ستاندن آبنبات» نموده بود، در شرايط بغرنجي تصميم به كنارهگيري گرفت.
فردای سوم تیر ماه و کنکور۸۴
فردای سوم تیر ماه بود اون روز ها ما ناسلامتی داشتیم مرور کنکوری می کردیم ...نهم هم روز کنکور بود . اما انتخابات درس وزندگی را به نحوی از ما کرفته بود مدام توی این حال وهوا ها بودم...دیکه کنکور گذاشته بودیم کنار! ...بگذریم صبح چهارم طبق معلوم وبه بهانه درس خوندن زود بیدار شدم
تلویزیون را گذاشته بودم روی شبکه خبر ومنتظر اعلام نتایج اولیه انتخابات بودم .گاهی فقط برای اینکه خودم را گول بزنم کتاب فیزیک را ورق می زدم .
دقیقا یادم نیست کی نتایج اولیه اعلام شد اما حدود ساعت ۶صبح بود هم اینکه پیشی گرفتن آقای احمدی نژاد را شنیدم همون ورق زدن های کتاب هم تمام شد حالا مدام پی گیر بودم اخرش چی می شه ! یه چیزی یادم نمی ره شاید اشتباه کرده باشم اما بد نیست که بدونید حول و بر ساعت های ۸ یا ۹ صبح بود شبکه خبر زمانی که شمارش ارا را اعلام میکرد یک دفعه تعداد رای های آقای هاشمی ۴میلیونی افزایش ولی آرای احمدی نژاد تازه نسبت به اعلام قبلی کم تر هم شده بود....مهم نیست اون بالاخره به اون جیزی که مدام توی دلم آرزوش را داشتم رسیدم.
حالا که دو سال ازاین ماجرا گذشته توی این فکرم که اون همه التهاب فکری در اون یک ماهه کنکور اون وعده ها اون اون دعا ها ارزشش را داشت .
اما وقتی درست فکرم میکنم یک چیزی از درون وجودم به من می گه اشتباه نکردی .....
ما را با شما چه کار؟
این چند روزه با خبری مواجه شده ایم که جناب آقای خاتمی رئیس جمهور سابقدر سفری که به کشور ایتالیا داشته ،پس از مراسم سخنراني، به ابراز احساسات و احوالپرسي برخي از حاضران پاسخ گفته و در اين ميان، باتعدادی از زنان نيز دست ميدهد. چرا شخصیتی که یکی از سران نظام محسوب می شود به این راحتی وارد چنین بازی سخیفی می شود ،جای سئوال دارد .

برای نمایش فیلم اینجا کلیک کنید.
نکات زیر شاید بتواند در روشن شده مطلب موثر واقع شود:
۱- انتشار فيلم مربوط به دست دادن و چنين اقدامي از سوي اين چهره روحاني با شگفتي علاقهمندان متشرع خاتمي كه امام خميني، او را فرزند باتقواي خود خواندهاند، روبهرو شده است.
۲- خاتمي بايد پاسخ دهد كه آيا فيلم مذكور داراي خدشه است، وي هنگام دست دادن با زنان حاضر در مسير، متوجه جنسيت آنان نشده يا به حكم شاذ مورد اشاره عمل كرده است و يا موضوع چهارمي در ميان بوده است؟
۳- ابطحی:من نمیدانم آن فیلم مونتاژ بوده یانه ولی میدانم مونتاژ فیلم و تنظیم آن به خصوص در این چند ماهه تا انتخابات می تواند خیلی نان و آب دار باشد. کسانی که مسئله ی دست دادن آقای خاتمی به یک خانم را در حد مشکل بزرگ کشور می خواهند تبدیل کنند، حالا با توضیح دفتر ایشان شاید به این فکر بیفتند که مملکت ما مشکلات بزرگتری از دست دادن یا ندان آقای خاتمی و یا هر کس دیگری هم دارد. واقعا در این وضعیت بحرانیُ چه مسائلیُ مسئله ی اصلی کشور می شود؟
۴-ماجرای مورد اشاره چند ماه قبل اتفاق افتاده است و انتشار فیلم آن در این روزها، سؤالی مهم برای افکار عمومی است و از دام خطرناكی حكایت میكند كه دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها- با همكاری برخی اطرافیان غفلت زده و یا خدای نخواسته نفوذی- پیش پای آقای خاتمی پهن كرده اند .
۵- جوابیه دفتر اقای خاتمی در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و مانع تردیدی نیست و نیز در اینکه در شرع انور حرمت و وجوب اوّلی به عنوان ثانوی تا بقاء عنوان می تواند مرتفع شود تردید نباید کرد. ولی آنچه با تصویر پردازی مشکوک، با غرض یا هر انگیزه دیگر،نشر یافته تا مصافحه آقای خاتمی را با اجنبیه القاء کند عملی خلاف شرع و اخلاق است که تکذیب می شود.
۶- خرازی وزیر اسبق وزارت خارجه، در واكنش به انتشار برخی گزارشها و تصاویر درباره صف بدرقه آقای خاتمی در سفر به ایتالیا، گفتهاست که: استقبال از آقای خاتمی در سفرهای خارجی و نیز مراسم سخنرانیهای ایشان به حدّی است كه گاه كنترل اوضاع از دست ایشان و اطرافیان خارج میشود و در این مواقع برخی میكوشند با رساندن خودشان به آقای خاتمی به ایشان ابراز ارادت كنند كه در مواقعی تصور میشود با آقای خاتمی مصافحه كردهاند. این در حالی است كه اصولا آقای خاتمی به علت ازدحام جمعیت متوجه برخی تماسها نمیشوند.
۷- بیش از هر چیزی این گونه اظهارات وجوابیه ها ،نگاه عموم را به سوی اهداف برنامه ریزی شده حتی در داخل دفاتر اشخاص برجسته ای ،چون آقای خاتمی،جلب می کند.
۸- بحثی در روانشناسی اجتماعی تحت عنوان پیش داوری(Prejudice) مطرح است که اگر به نظرات و دیدگاه های اسلامی در مورد آن نظر بیفکنیم ،می بینیم که به جای اینکه به راحتی در مورد مومنی اظهار نظر کنیم باید همواره به ظن احسن عمل او بپردازیم ،نه اینکه آبرو وشخصیت او را به راحتی مورد خدشه قرار دهیم.
در آخر باید به دنبال افرادی باشیم که این گونه فیلم ها را بعد از ماه ها منتشر می کنند، چرا که دشمنان واقعی کشور و دین ما آنانند.
قبل از همه باید بگم که این اورتگا کیه بعد به سراغ بقیه قضایا می رویم.
|
خوزه دانيل اورتگا ساودرا، رئيسجمهور نيكاراگوآ و رهبر جبهه آزاديبخش ملي ساندينيستا در 11 نوامبر 1945 در خانوادهاي متوسط در «لاليبرتد» متولد شد. لاليبرتد شهري كشاورزي بود و پدر دانيل هم بهعنوان حسابدار در يك معدن مشغول بهكار بود.دانيل اورتگا مبارزه با ظلم را از پدر و مادر خود به ارث برد. اين دو از مبارزان ضدديكتاتوري «آناستازيوسوموسا دبايل» بودند و در اين راه حتي زندان را نيز تجربه كردند.پدر دانيل، دوشادوش قهرمان بزرگ مبارزات استقلالطلبانه نيكاراگوآ آگوستينوساندينو در ميان سالهاي 1927 تا 1934 عليه اشغالگري آمريكا جنگيده بود. دانيل كه بهعنوان يك نوجوان آگوستينوساندينو را الگوي خود قرار داده بود، در 15 سالگي براي بار اول بهخاطر فعاليتهاي سياسياش دستگير شد. هوبرتو و كامليو برادران دانيل هم از مبارزان ضدديكتاتوري بودند كه در اين ميان هوبرتو بهعنوان يك استراتژيست نظامي حتي به مقام وزير دفاع دولت ساندينيستا نيكاراگوآ رسيد، اما كامليو در نبرد با ديكتاتوري كشته شد. خانواده اورتگا در شرايطي كه دانيل تازه گام به سالهاي نوجواني گذاشته بود، به «ماناگوئا» پايتخت نيكاراگوآ مهاجرت كردند.در آنجا دانيل اورتگا به تحصيل در مدارس خصوصي كاتوليك پرداخت. او در اين سالها يك كاتوليك فعال بود و در محلههاي فقيرنشين پايتخت آموزههاي انجيل را به مردم منتقل ميكرد. جديت، هوش، سخنوري و از خودگذشتگي مذهبي او باعث ميشد تا بسياري فكر كنند كه او در آينده يك كشيش خواهد شد.دانيل اورتگا در سال 1913 به دانشگاه آمريكايمركزي شهر ماناگوئا وارد شد، اما خيلي زود به جبهه آزاديبخش ملي ساندنيست پيوست. گروهي كه مدتي بعد زيرزميني شد. مبارزه ساندينيستا كه نام خود را از آگوستوساندينو به عاريت گرفته بودند، در شرايطي كه سركوب دولت سوموسا بهشدت گروههاي سياسي و چريكي را درهم ميكوبيد، ادامه داشت. اورتگا در سال 1967 بهعنوان رهبر شاخه مبارزان چريكهاي شهري ساندينيستا انتخاب شد، اما مدتي كوتاه پس از آن در يك عمليات دزدي از بانك دستگير و به زندان افتاد. او هفت سال را در زندان سپري كرد، اما در سال 1974 از زندان آزاد شد. داستان آزادي دانيل اورتگا از زندان هم اينگونه بود كه ساندينيستا در يك عمليات گروگانگيري به خانهاي هجوم برده و تعداد زيادي از مسوولان دولتي و اعضاي خانواده سوموسا، ديكتاتور نيكاراگوآ را به گروگان گرفتند. آنها در قبال آزادي گروگانها خواستار آزادي اورتگا و تعدادي ديگر از زندانيان ساندنيست شدند، معاملهاي كه با موفقيت انجام شد.اورتگا پس از آزادي به مبارزات خود شدت بخشيد و به يكي از رهبران ساندينيستا تبديل شد، اما ديكتاتوري سوموسا با اتكا به گارد ملي خشن خود به تسلط بر ثروت و قدرت در نيكاراگوآ ادامه ميداد.در ژانويه 1978 يك اتفاق باعث شد تا پايههاي رژيم سوموسا لرزانتر شود. در اين زمان «پدرو خوآكين چامورو» مدير مسوول روزنامه «لاپرنسا» و يكي از مخالفان سوموسا به قتل رسيد. شواهد حاكي از آن بود كه اين قتل توسط پسر سوموسا كه از افسران گارد ملي بود، انجام شده است. چند روز بعد و در 23 ژانويه مبارزه سراسري در سطح كشور عليه ديكتاتوري آغازي دوباره يافت. در نوامبر 1978 با انتشار گزارش سازمان حقوق بشر كشورهاي آمريكايي پرده از جنايات گارد ملي نيكاراگوآ برداشته شد. در اين زمان شوراي امنيت سازمان ملل نيز قطعنامهاي عليه حكومت سوموسا صادر كرد. در اين زمان مخالفان سوموسا دولت موقت در تبعيدي را در كاستاريكا تشكيل دادند. از سوي ديگر، محور اصلي مبارزات يعني ساندينيستا اكثر شهرهاي كشور را به تصرف خود درآوردند تا در نهايت سوموسا سقوط كرده و با ثروتي در حدود 400 ميليون دلار به آمريكا فرار كند.اورتگا در اين زمان بهعنوان يكي از اعضاي خونتا در اداره كشور سهيم شد. شوراي بازسازي ملي نيكاراگوآ در اين زمان با حضور دانيل اورتگا و چهار عضو ديگر تشكيل شد. چهار عضو ديگر اين شورا «موزز حسان» مبارز ساندينيستا؛ «سرجيو راميرز وكادو»، نويسنده؛ «آلفونسو روبلوساني»، تاجر و «ويولتا باريوس دو چامورو»، بيوه يك روزنامهنگار مخالف مقتول بودند، اما با استعفاي روبلو و چامورو قدرت بهطور كامل به ساندينيستا رسيد.در نوامبر 1984 اورتگا دستور انتخابات ملي را داد و موفق شد با كسب 63 درصد آرا در آن انتخابات پيروز شود. انتخاباتي كه از سوي اكثر ناظران بينالمللي دموكراتيك و عادلانه خوانده شد. البته تعدادي از گروههاي مخالف تحتفشار سفارت آمريكا اين انتخابات را تحريم كردند. ريگان، رئيسجمهور وقت آمريكا نيز اين انتخابات را غيرعادلانه خواند و اعلام كرد كه متقاعد شده تا با حمايت از كنتراها «پايداري دموكراتيك» را در نيكاراگوآ تقويت كند. در 1981 رونالد ريگان، ساندينيستا را به همكاري با كوبا براي بهراه انداختن انقلاب ماركسيستي در آمريكايلاتين و بهخصوص السالوادور متهم كرد. او سيا را رسما مسوول رساندن كمكهاي اقتصادي، تسليحاتي و آموزشي به مخالفان ساندينيستا يعني كنتراها كرد. كنتراها متشكل از افسران سابق گارد ملي سوموسا و ديگر مخالفان مسلح ضد ساندينيستا بودند. حمايت دولت آمريكا از مخالفان اورتگا و ساندينيستا باعث بروز يكي از بزرگترين رسواييهاي سياسي تاريخ آمريكا شد كه به ايران گيت يا ماجراي ايران – كنترا معروف شد. در اين پرونده فاش شد كه اليور نورث و تعداد ديگري از اعضاي دولت ريگان با فروش سلاح به ايران عايدات آن را صرف كمك به كنتراها ميكردند. در جنگ كنتراها با دولت ساندينيستا در فاصله سالهاي 1980 – 1989 بيش از 30 هزار نفر كشته شدند.اولين دوره رياستجمهوري اورتگا با مشكلات فراواني همراه بود. او كه سياستهاي سوسياليستي را سرلوحه خود قرار داد، با مخالفتهاي داخلي، دشمني آمريكا و جنگ با كنتراها دستوپنجه نرم كرد. مخالفت آمريكا تا جايي پيش رفت كه سواحل نيكاراگوآ را مينگذاري كرد تا دولت اورتگا را فلج كند.اورتگا در پايان دوران رياستجمهوري خود و در انتخابات سال 1990 با همكار پيشين خود در خونتا، ويولتا باريوس دوچامورو پنجه در پنجه افكند. دوچامورو موفق شد با حمايت اتحاد ملي مخالفان كه گروهي متشكل از 14 حزب از محافظهكاران ليبرال گرفته تا كمونيست در انتخابات به پيروزي دست يابد، اما نقطه عطف اين انتخابات نحوه واگذاري قدرت به رقيب بود كه بهعنوان يك الگو معرفي شد. سخنان اورتگا در هنگام خروج از كاخ رياستجمهوري براي هميشه در تاريخ ثبت شد: «ما به شكل پيروزمندانهاي از قدرت كنارهگيري ميكنيم زيرا ما ساندينيستا براي رسيدن به پستهاي حكومتي خون نداديم و زحمت نكشيديم بلكه هدف ما رساندن آمريكايلاتين به جايگاه واقعي خود و اجراي اندكي عدالت بود.»پس از اين ديدار، اورتگا همچنان بهعنوان يك رهبر اپوزيسيون چهرهاي تاثيرگذار بود. هرچند در هر دو انتخابات رياستجمهوري سالهاي 1996 تا 2001 شكست خورد.او در اين سالها ميانهروتر شد و در برخي از انديشههاي خود تجديدنظر كرد كه از جمله آنها ميتوان به حركت به سوي سوسياليسم دموكراتيكتر و تقويت باورهاي كاتوليكي در او اشاره كرد تا جايي كه ساندينيستا در سال 2006 قانون ممنوعيت سقط جنين در سرتاسر نيكاراگوآ را تاييد كردند.اورتگا در سال 1998 با اتهام سوءاستفاده جنسي از زويلما ناوارز روبهرو شد، اما بهخاطر عضويت در مجلس، دادستان نتوانست او را به محاكمه بكشاند. او در اين انتخابات كه از سوي اكثر ناظران دموكراتيك و عادلانه خوانده شد، 99/37 درصد آرا را كسب كرد.فيدل كاسترو و هوگو چاوس، دو دوست اورتگا اولين افرادي بودند كه پيروزي او را در انتخابات تبريك گفتند. همچنين كاخ سفيد در هشت ژانويه 2007 تاييد كرد كه بوش نيز تلفني پيروزي اورتگا را به او تبريك گفته است. حالا که او به تهران اومده به نکات زیر توجه کنیدشایر شما هم پندی بگیرید وبه ایم جنبش نپیوندید. ۱- بی بی سی این رویداد را این گونه بیان کرده که :«دیدار رهبران چپگرای آمریکای لاتین از ایران، افزون بر بحثهایی که بین اندیشمندان ایرانی در باره سود و زیان رابطه نزدیک سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی با آمریکای جنوبی به راه انداخته، برای چهره های چپگرا و سوسیالیست ایرانی نیز دردسر ساز شده است». ۲- آیا تیتر روزنامه شرق تامل برانگیز است؟«چريک ها در دانشگاه تهران » ۳-رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دانيل اورتگا، رئيسجمهور نيکاراگوآ و هيات همراه با تاكيد بر اينکه روند غيرعادلانه مناسبات بينالمللي به سوي اضمحلال و آيندهاي كاملا متفاوت پيش ميرود، تصريح کردند: «کشورها و ملتهاي مستقل، مبارز و ضدسياستهاي آمريکا، با اتحاد و ايستادگي، موجب تقويت جبهه طرفدار عدالت در مناسبات بينالمللي و تسريع در روند عادلانهشدن اين مناسبات خواهند شد.» ۴- اورتگا به همراه همسر وفرزندانش در دانشگاه تهران حضور یافت وبه ایراد سخن پرداخت. ۵- دانيل اورتگا رئيس جمهور نيكاراگوئه پيش از ظهر امروز دوشنبه در مصاحبه با خبرنگاران كه با حضور همتاي ايراني خود انجام شد، با ابراز خرسندي از سفر به ايران اظهار داشت: ما دو كشور با اهداف مشترك هستيم و آنچه كه براي ما بسيار اهميت دارد دستيابي به يك همبستگي بين ملتها است.وي تاكيد كرد: مطمئن هستم وحدت بين ملتهاي ايران و نيكاراگوئه شكست ناپذير است چرا كه ما اين وحدت را براي دفاع از استقلال، صلح و عدالت ميخواهيم. |
کار فرهنگی و فرهنگ
چند روز پیش بود که مقاله را در مورد کار فرهنگی این جور چیز ها توی روزنامه شرق می خوندم این سیوال در ذهن من مانند بقیه خوانندگان احتمالی شکل گرفت اما با این تفاوت که نگاه من کاملا علمی است وبقیه .. .بگذریم این چورها حرف هاو ادعاها تا زمانی که علمی نباشد بدرد دوغ هم نمی خورد اما چرا ؟ باز هم می گذریم.
اما سئوال اینه که:
براستی ما در این ۲۸ ساله کار فرهنگی کرده ایم یا نه؟
خیلی دوست دارم به این سئوال جواب دهم،اما بهتر است به نکات زیر سری بزنید بعد در مورد ان نظر دهیم.
۱- دكتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری حجاب اسلامی را انتخاب تاریخی زنان ایرانی و دارای ریشه چند هزار ساله عنوان كرد ه اند و نیزگفته اند که: بانوان ایرانی به دلیل عظمت روحی، فهم، بزرگواری و بزرگ منشی و ایمان و اعتقادات خود همواره بهترین ها از جمله پوشش و حجاب اسلامی را انتخاب كرده اند و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه ما نیازی به برخوردهای آمرانه ندارد.
۲- یکی از فمنیست هادر مقابل آورده که:نقش حجاب در تعیین جایگاه زنان ایران پس از انقلاب اسلامی دارای اهمیت ویژه است از آن رو که به حضور و فعالیت زنان در حوزه عمومی مشروعیت بخشیده و میدان داده است. پس از سه دهه، اکنون اما حجاب به مانعی برای رشد فردی زنان بدل شده است. ارتقای جایگاه اجتماعی زنان و موفقیت آنان در حوزه عمومی به آگاهی و توانایی زنان، و در نتیجه، به بروز نارضایتی آنان از نابرابری و سرکوب در حوزه خصوصی انجامیده است.
۳- آيت الله العظمي مکارم شيرازي در ديدار اعضاي شوراي فرهنگ عمومي استان قم انسان را موجودي فرهنگي دانست و گفت: فصل ناطق براي انسان که در منطق آمده اشاره به فرهنگ او دارد و براي تفسير دگرگوني انسانها و برنامههاي زندگي آنان بايد در فرهنگ آنها نفوذ کرد.هدف دشمن نسل جوان ماست. لذا بايد کار فرهنگي را از مدارس شروع کنيم از کودکستان برنامهريزي و نظارت کنيم.
چگونه جدايي از صدام را بايد تحمل کرد؟
وقتي رسانه هايي از جمله الجزيره سعي دارند او را به تاب قهرمان ملي تبديل کنند باز احساس دل تنگي مي کنم اما اربابان او امروزه چه مي کنند؟رسانه ها در اين زمان و در اين بحبوحه همچون حماري به دنبال هويج خويشند . غير از رسانه ها( که در انتشار ساير نظرات نيز باز همان ها نقش اصلي را بر عهده دارند) افراد مختلف سياسي و غيرسياسي و حتي دولت ها اظهار نظرهايي مي کنند که هر کس صدام را نمي شناخته گمان مي کند بي گناهي در اين طرف از کره خاکي پاک بر سردار رفته است ؟ سه روز عزاي عمومي در ليبي! اظهار تأسف از اعدام صدام توسط وابستگان و...
نکته جالب اثر گذاري اين جريانات بر عده اي است هرچند اندک ولي بر جنازه نمادين او نماز مي گذارند ، انگيزه آن اعدام را دشمني شيعه با اهل سنت معرفي مي کنند و به هر حال از يک جنايتکار قهرمان ملي ساخته اند .

|
استاد علی دوانی نويسنده، پژوهشگر و مترجم برجسته تاريخ اسلام در سن 77 سالگي، به دیار باقی شتافت. |
|
اين دانشمند فرزانه، از چهره هاي برجسته حوزه علميه در عرصه پژوهش و نويسندگي بود که با تأليف نزديک دويست عنوان کتاب و مقاله علمي، از جايگاه ويژه اي در مجامع علمي کشور برخوردار بود.
وي در زمينه هاي گوناگوني چون: تاريخ اسلام، تاريخ علما، تاريخ معاصر، علوم اخلاقي و موضوعات فرهنگي قلم زده و در هر يک از زمينه های نام برده چندين اثر از خود بر جاي گذاشته است. وي همچنين از بنيان گذاران چندين مجله از جمله «مکتب اسلام» بود. از مهمترين آثار استاد دواني مي توان کتابهاي «صحنه هاي تکان دهنده تاريخ اسلام»، «مفاخر اسلام در12جلد»، «نهضت روحانيون ايران 11 جلد» و «داستانهای اسلامی» را نام برد. مراسم تشييع پيکر استاد دواني، ساعت 9 صبح از مقابل مسجد دانشگاه امام صادق(ع) انجام گرفت که با حضور بسیاری مقامات کشوری و لشکری صورت پذیرفت. |
عید ولایت
عید غدیر مبارکباد.
«جبرییل سه بار از جانب پروردگار که خود (سلام ) و خداوند سلامتى است , بر من فرودآمده که در این جمع برخیزم و به هر سفید و سیاه خبر دهم که على بن ابى طالب (ع ),برادر و وصى و خلیفه و امام پس از من است که نسبت به من جایگاهى چون جایگاه هارون نسبت به موسى دارد, جز این که پـس از مـن پـیامبرى نیست ...» (فرازی از خطبه غدیر) متن کامل
اما با این حال شعری را از شاعر شیعه عرب "احمد مطر "در ذیل خواهم آورد که به همگان می گوید که جوانه های انقلاب حکومت غاصبان عالم (اسرائیل و انگلیس و آمریکا )را به زیر خواهند کشید و این است شعار شیعه امام علی علیه السلام...
ثارات
|
قطفـوا الزهرة.. قالت من ورائي برعم سوف يثور | |
|
قطعوا البرعم.. قال غيره ينبض في رحــم الجذور | |
|
قلعوا الجذر من التربة.. قال إنني من أجل هذا اليوم خبأت البذور | |
|
كامن ثأري بأعمـاق الثرى | |
|
وغداً سوف يرى كل الورى | |
|
كيف تأتي صرخة الميلاد من صمت القبور | |
|
تبــرد الشمس ولا تبــرد ثارات الزهـــور |
پخمگان فرهنگی نتیجه عدم حضور نخبگان در عرصه فرهنگ

دانشگاه امام صادق (ع) همایشی را با عنوان دین در چشم شیشه ای به راه انداخته است که هدف اصلی آن ایجاد جریانی در جهت اصلاح برنامه های تولیدی در این رسانه ملی است. هرچند گام برداشته شده ابتدا حوزه دین در تلویزیون را مورد بررسیقرار می دهد اما در جریانی طولانی سعی بر آن است که حوزه مدیرتی صدا و سیما مورد توجه اصلی قرار گیرد.
اما به راستی شیوه نقد البته سازنده در این حوزه چیست؟ زمانی که ریشه های جمود وگاه جهل در این رسانه که به نوعی دانشگاه عمومی است ریشههای ضخیمی دوانیده است . این همان موضوعی است که باید در طولانی مدت مشخص و اجرایی گردد. اما بحث من این بار بیشتر به طرف همایش می رودالبته باید متذکر گردم که دیشب بخشی از این مراسم با حضور صاحب نظرانی در این حوزه آغاز به کار نمود که دکتر باهنر ریاست محترم دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و آقای برازش مدیر شبکه اول سیما از جمله میهمانان آن بودند.
از آنجا که ارائه نظرات از طریق نکات بیشتر مورد توجه قرار گرفته اینجانب نیز بحث را به این سو می کشانم .
نکات:
1- بر اساس طرح مطالعاتی دکتر باهنر تلویزیون به عنوان یک رسانه در میان سایر رسانه ها بیشتر در حوزه سرگرمی مورد توجه قرار می گیرد .
2- در حالی که در جامعه ما مردم در موضوعات ارشادی و انتقال و یادگیری مفاهیم دینی بیشتر به خانواده توجه دارند می بایست تلویزیون به جای سرمایه گذاری در حوزه های آموزشی حیطه سرگرمی را جدی بگیرد و از آن طریق به تاثیر گذاری در موضوعات دینی بپردازد.
3- آقای برازش توان کشور را در تولید برنامه های دینی به همین مقدار دانستند و این جاست که این سئوال مطرح می شود که عملکرد شما (دست اندر کاران) در ایجاد یک بستر مناسب برای ارتقای کیفی در طول 27 سال بعد از پیروزی انقلاب وچیست؟
4- آیا ما امروزه محدود به استفاده از هنرمندانی هستیم که در زمینه های دینی تخصص لازم را ندارند؟
5- در مقابل این سخن آقای برازش( البته ذکر این نکته نیز لازم است که چنین مطلبی چند سال پیش توسط آقای لاریجانی در حوزه علمیه ایراد شده بود ) که آیا افراد مذهبی و متدین اجازه خواهند داد که فرزندانشانشان و به طور کلی خانوادهایشان وارد چنین عرصه هایی چون بازیگری شوند ؟
راه حل چنین مشکلاتی به راستی چیست؟
امروز کلاس ارتباطات جمعي حال وهواي ديگري داشت چراکه دکتر همايون به تحليل فيلم کنستانتين محصول سال 2005 پرداختند لذا بنا دارم ابتدا مفاهيمي را که ايشان قبل از تماشاي فيلم مطرح نمودند را طرح وسپس به سراغ خود فيلم بروم.
فيلم هاي توليدي در آمريکا به نحوي روي به سوي سرخ پوستان داشت .سرخپوستان در درون فیلم ها با چهرهاي وحشي در زمان ورود آمرییکاییان نشان داده می شدند و آنها سعی داشتند به نوعی سرخپوستان را وحشی جلوه دهند و این همان کاری است که امروزه فیلم های توليدي آمریکا در مورد مسلمانان به کار می گيرد و امروزه این فیلم ها از باب تروریست بودن مامسلمانان به کار برده میشود.
البته نوعی از فیلم های دیگر، فیلم های دهه 60 و70 است که به نحوی زندگی مردم آمریکا را که در رفاه هستند نشان می دهد وبه نوعي اشرافیت را ترویج می نمايد که کم کم روی ما نیز تاثیر گذار بوده اند و همچنین بخشي از آن ها را فيلم هاي سکسي وخشن تشکيل ميدهند واين نکته جالب به نظر مي رسد که موارد اوج در فیلم های سکسی بیشتر به مبحث مسیحیت پرداخته ولی یهودیان چه زن ومرد در کل این فیلم ها پاک پاک بودند .
ما یک دوره سیر حمله به مبانی مسیحیت ، که از مسخره کردن کشیش شروع شده به خصوص در فیلم های دهه هفتاد در فيام هاي کمدي تا فيلم هايي از جمله آخرین وسوسه مسیح داريم که به نوعي تاييد کننده اين مبحث مي باشد.
بازگشت به متون مقدس در این نوع از فیلم ها (کنستانتين ) هم دید ه می شود.
داستان فیلم :
داستان فیلم حول شخصیتي به نام کنستانتین می گذرد که گوی یکبار وارد جهنم شده وبا در خواست ازخداوند دوباره به دنيا باز مي گردد تا با شياطين مبارزه نمايد وبه اصطلاح جبران گذشته نمايد. در ابتداي فيلم نيزه اي که به وسيله آن حضرت مسيح کشته شده است توسط فردي در يکي از کشورهاي آمريکاي جنوبي پيدا شده واو نيروي شيطاني پيدا ميکند در ادامه دختري به نام آنجلا که يک پليس است در رؤيا مي بيند که خواهرش خودکشي مي کند و وقتي فردا بيدار مي شود متوجه مي شود که اين حادثه واقعا اتفاق افتاده است البته اين اتفاق در يک آسايشگاه رواني که خواهردو قلويش (ايزابل) در آن نگهداري مي شد اتفاق مي افتد .

وقتي فيلم هاي دوربين هاي امنيتي توسط آنجلا باز بيني مي شود به نامي بر مي خورد که ايزابل آن را بر زبان مي آورد وآن کنستانتين است وي تصميم مي گيرد که به سراغ او رفته وماجرا را برايش تعريف کند کنستانتين که شغلش جن گيري است وارد جهنم مي شود ودست بند خواهر دوقلوي آنجلا را مي آورد . تا اينکه آنجلا هم اعتراف مي کند که او هم مانند خواهرش قبلا چيز هاي ماورايي مي ديده اما از آنجا که ايزابل در جهنم است کنستانتين با اصرار آنجلا تصميم مي گيرد که اورا نجانت دهد اما پسر شيطان که در درون فردي رفته بود آنجلا را را به دام مي اندازد وکنستانتين تمام تلاش خود را براي آزادي وي مي کند اما آن شيطان وارد جسم آنجلا مي شود وتلاش کنستانتين فايده اي ندارد چرا که در اين لحظه جبرئيل که به صورت دختري آبي چشم ظاهر مي شود جلوي کنستانتين مي ايستد او براي برقراري تعادل در جهان سعي دارد که فرزند شيطان را از داخل شکم آنجلا که آنجلا چون قابله اي مناسب براي اوست به دنيا آورد اما در اين موقع کنستانتين دست به خود کشي ميزند که در اين لحظه زمان متوقف مي شود و نيزه مخصوص در دستان جبرئيل باقي مي ماند شيطان وارد شده واو با متوجه شدن از به دنيا آمدن پسر شيطان وجانشين شدن به جاي پدر، آنجلا را نجات مي دهد و بعد به کنستانتين جهنم را مژده مي دهد اما کنستانتين از شيطان در خواستي مي نمايد و آن رفتن ايزابل به بهشت است وشيطان مي پذيرد و زماني که شيطان کنستانتين را به سوي جهنم ميبرد خداوند مانع او شده و به او دستور مي دهد که کنستانتين وارد بهشت شود .در اين موقع شيطان غده هاي سرطاني را که در
دررون سينه کنستانتين است وسبب کوتاه بودن عمر او شده در آورده و او را به دنيا مي فرستد که سر انجام روزي اورا با خود به جهنم ببرد. وصحنه هاي آخر فيلم آنجلا را نشان مي دهد که چشمانش را باز مي کند ونيز کنستانتين از کشتن جبرئيل که خداوند بال هاي اورا سوزانده خودداري مي نمايد وهمراه آنجلا از آنجا خارج مي شوند ودر صحنه بعد کنستانتين نيزه را به آنجلا مي دهد.
وحال نکاتي که امروز در تحليل اين فيلم مورد بررسي قرار گرفت که به موارد کوتاه ،اما اصلي آن اشاره مي کنيم :

2-شخصيت هايي در فيلم حضور داشتند که هر چند نقش اصلي را بازي نمي کردند ، اما آنها هم به نوعي در رساندن معناي مورد نظر سازندگان فيلم بسيار موثر بودند مردي سياه پوست ،که بي طرفي اش به نوعي کوفي عنان را در اذهان تداعي مي نمود و نيز جواني که کمک هاي زياد ي در طول فيلم به کنستانتين نمود ودر آخر پس از مرگ به فرشته اي مبدل گشت ، که او به نحوي جوانان امروزي آمريکا را نشان مي دهد که در صحنه هاي جنگ همچون سربازي وارد عمل مي شوند به خصوص درعراق
3-اين فيلم به نحوي سعي داشت اسلام را که در کشورهايي مانند ايران حضور دارد عامل سقوط بداند وعراق نيز آن را تا حدي فراموش نموده اما هم اينک مي تواند قابله اي باشد براي گسترش خون وکشتار که بدست پسر شيطان اتفاق مي افتد !!بله آن ها به نحوي سعي دار ند امام زمان (عج) را در اين جايگاه قرار دهند.
4-نکته جالبي که در اين فيلم ديده شده بود جهنمي حاوي ماشين ها وساختمان هاي سوزنده بود که تصويري از عراق را به ياد ما مي اندازد.
اين تحليل که به نحوي زمينه هاي ساخت چنان فيلمي را در سال 2005 توجيه ميکند مطالبي را که نه به طور مستقيم بلکه از طريق ضمير ناخودآگاه به منتقل مي کند و بايد همواره در موقع تماشاي فيلم به اين نکنه توجه داشته باشيم که فيلم هاي کنوني ديگر جنبه سرگرمي ندارند بلکه دست اندر کاران آنها همواره سعي دارند مفاهيم ذهني خودرا ان گونه که در طرح هايشان قرار گرفته به ما منتقل کنند .
پس ما نيزمي بايست در اين مسير در جهت مقابله با آنان وارد شويم.
بیدار شویم!

سالها از چاپ کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی وحکم تاریخی امام خمینی (ره) میگذرد .پس از آن فرمان دیگر کسی به خود این جرئت را نداد که به پیامبر اسلام (ص)و به دین اسلام تا به این اندازه توهین نماید ،اما از سال پیش دوباره این روند اهانت ها با چاپ کاریکاتور های موهن در مورد رسول گرامی اکرم (ص) ونیز امسال باپخش با پخش برنامه ای تلویزیونی از آن کاریکاتورها ادامه پیدا کرد هر چند آن موارد با برخورد بسیار سنگین مسلمانان در سرارسر جهان پاسخ داده شد ، اما به تازگی چاپ مطلبی اهانت آمیز در مورد پیامبر اسلام (ص) در یکی از کشورهای اسلامی یعنی جمهوری آذربایجان سبب شد که این جریان روند تازهای به خود بگیرد.
لذا بر ماست که به عنوان یک مسلمان بیدار در کشوری که رهبریت اسلامی را درهمراه خود دارد ، با هشیاری کامل وارد عمل شده و در مقابل چنین اهانت هایی بایستیم.
اما جدا ازبحث کلی مواردی را برای توجه بیشتر ذکر مینمایم تا تاملی بیشتر بر روی آنها داشته باشید.
1-چاپ مطلب در دوهفته نامه ای به نام «صنعت گازتز» صورت پذیرفته است که دولت آذربایجان ازآنجا که،آن نشریه خصوصی بوده ، اقدامات مهمی جز بازداشت نویسنده آن مطلب صورت نداده است.
2-در چنین شرایطی دستگیری این فرد ، البته با آن تدابیر امنیتی گسترده چیزی جز حفظ جان او نمی باشد.
3-از آنجا که این رویداد دردوهفته پیش روی داده می بایست از مسئولان مربوطه به خصوص وزارت امور خارجه عدم واکنش مناسب به این توهین های گسترده را جویا شد در صورتی که حتی .به احضار سفیر کشور مربوطه نیز اقدام ننموده اند
4-روز نامه هایی که در کشور ادعای دفاع از نافع عمومی دارند وبه کارهایی جز ایرادهای پوچ(مثلا ، دوتا بجه کافی نیست)و یا کوچک جلوه دادن کارهای دولت و رئیس جمهور محبوب نمی پردازند واقعا درمورد این مساله می بایست ، پاسخگو باشند.
5-با کمی دقت در این مساله نقش صهیونیزم در شکل دهی وبه را اندازی این چنین اتفاقاتی به خصوص در کشوری مسلمان قابل پی بردن است.
6-بیداری مردم سلحشور آذربایجان ایران وبه خصوص شهر تبریز قابل ستایش است.
7- در پی این اقدام روز یکشنبه صبح1385/8/28بازار شهر تبریز چند ساعت تعطیل شد.
حال شما درمورد برخورد با چنین اقدامات توهینی و جلوگیری از به وجود آ مدن مواردی مشابه چه پیشنهاداتی دارید؟

اذان که گفته شد سر جلسه امتحان آمار بودم ، لذا بلافاصله مطالب را جمع و جور نموده و به طرف مسجد دانشگاه حرکت نمودم.جلوی درب مسجد آقای قرائتی را دیدم که به سمت محراب دانشگاه رفته وپس از خوش وبشی با دانشجویان ، مشغول اقامه نماز شدند .
بعد از نماز مغرب ، از جا برخواستند و سخنرانی ای ایراد کردند .
ایشان بر مطلبی تاکید نمودند واز دانشجویان خواستند حتما آن را به گوش دیگران برسانند ، لذا اینجانب نیز سعی می کنم این مطلب را در وبلاگم بیاورم
« روزی امام رضا (ع) در جلسات مباحثه با بزرگان ادیان مشغول مناظره بودند و در مورد درستی و حقانیت اسلام برایشان دلیل می آوردند (در این جمع یکی بزرگان صابئین که مرد خیلی لجوجی بود نیز حضور داشت )سخنان امام آنقدر گیرا بود که در آن شخص بسیار تاثیر گذاشت ، تا حدی که دلش واقعا نرم شده بود وآماده پذیرش اسلام بود، اما همان لحظه صدای اذان در فضا پیچید و امام (ع)بدون توجه به آن فرد به سمت مسجد رفتند.»
نکته ها:
1-ما امروزه اصل ها را کنا گذاشته ایم ،به قول آقای قرائتی « کارهای پژوهشی درست اما کاری کنیم که موثر باشد ، کسی مانند کمیل با نقل یک دعا از حضرت علی (ع)توانست راه ارتباط با پروردگار را به من وشما یاد بدهد.»

2- این سخنرانی با توجه به همزمان بودن ساعت برگزاری امتحانات با نماز مغرب وعشا ایراد شد.
3- چند وقت پیش مصاحبه ای را پیرامون وبلاگ ، منبر دیجیتال از پروفسور مولانا مطالعه می کردم که نظر مرا بر نسبت به ایجاد یک رسانه جمعی دینی جلب کرد ،البته فکرهایی در این مورد دارم ، ولی سعی می کنم زمانی که پختگی لازم را بدست آورد آنها را مطرح نمایم .
نماز اول وقت را جدی بگیرید.
يکشنبه بود تازه کلاس هاي درسي پايان يافته بود اما پس از برگزاري جلسه ي پيگيري برگزاري همايش نقد صدا وسيما ،اينجانب به همراه تعدادي از دوستان موظف شديم به دانشگاه صدا وسيما رفته واطلاعاتي در مورد اين برنامه بدست آورده ونيز به ضبط برنامه بپرداز م لذا پس از هماهنگي هاي لازم بنا شد که به همراه جناب آقاي دکتر آشنا که ايشان يکي از مدعووين در همين برنامه نقد بودند به محل مورد نظر برويم.
جلسه با آياتي از قرآن کريم شروع شده وبا پخش کليپي در مورد فيلم مورد نظر يعني آخرين گناه آغاز گرديد وسپس اساتيد وصاحب نظران وارد بحث شدند.
اما اگر من بخواهم تمامي مطالب ارائه شده را بنويسم خسته کننده است لذا نکات قابل ذکر را به صورت اشارهاي لازم به بيان مي دارم:
۱-دکتر آشنا ضمن تشکر از دست اندر کاران ايرادهاي اين گونه فيلم هارا به مديران و مسئولان صدا وسيمانسبت دادند وبه قول ايشان نبايد مفاهيم عالي دينيمان به اين راحتي در چنين مسيري خرج کنيم و لذا ايشان ابراز تاسف نمودندازاين بي توجهي ها. از سخنان ايشان کاملا معلوم بود که ايشان قصد وارد شدن در جزئيات! را نداشتند.
۲- اما در مقابل افرادي بودند که با ذکر نظرات واضح در شکل سخن فردي به اصطلاح خارجي سعي داشتند که ابراز وجوده نموده وبگويند بله ذهنيبت با عينيت تفاوت داشته واين جور حرف ها ...
۳- نکته جالب براي من نقدهاي ارائه شده از طرف دانشجويان بود ..گرگي که در فيلم ديده مي شد مثل اينکه آدامس مي جويد ... وهمين باعث گشت که افرادي مثل کارگردان و تهيه کننده در صدد برآمدند که مدام از اقدامات خود مبني بر کارهاي سنگين ونقدهاي سازنده به نوعي فرار نمايند وسختي جاوه هاي ويزه را را بزرگتر از واقعيت جلوه دهند.
۴- ما هم که آمده بوديم تا درست وحسابي ، نقد انجام دهيم .. آياتي که توسط روحاني فيلم اشتباه خوانده شده بود البته کارشناس مذهبي در اين امور وارد نشده !.ونقشي که اين چند ساله براي يک شخصيت داستاني به عنوان روحاني در نظر ميگيرد همانگونه که چادر را در تلويزيون به پارجه اي بي ارزش تبديل کردند ، روحاني فيلم کارهاي انجام مي دهد که از يک روحاني از نظر عملي انتظار نمي رود(پيش خودمان باشد اصلا کسي سئوال مارا تحويل هم نگرفت يعني اصلا مطرح نکردند.
۵-بعضي از حاضرين سعي داشتند بدي يک سريال تلويزيوني را از همه لحاظ به سمت قم بکشانند !!!
من در اين محفل متوجه شدم عده اي وارد صدا وسيما شده اند که حضور آنها در اين محل ضررهاي جبران ناپذيري به اماخواهد زد دپس ما بايد هرچه زودتر وارد کار شويم البته با نقدي سازنده !
پیرامون انقلاب
تا به حال به طرف کتابهای رمان ومانند آن رفته اید؟
فکر کنم پنج شنبه هفته قبل بود که به مطالعه کتاب قلعه حیوانات نوشته جرج اروول پرداختم .کتاب که دارای متنی بسیار گیرا وجذاب بود که مطمئنا همین باعث چاپ وانتشار چند میلیونی آن شده است .هرکس با خواندن این کتاب مطمئنا تحت تاثیر قرار گرفته و وقایع و اتفاقات هر انقلابی را ممکن است در ذهن خود مرور نماید لذا اولا من پیش از هر اظهار نظری توصیه می کنم که ابتدا نگاهی به کتاب انداخته وسپس وارد کار شوید.
اما نکته هایی که من لازم میدانم به آن اشاره کنم عبارتند از:
۱- هر انقلابی دارای آفاتی است که همواره می بایست بدان توجه نمود که استاد شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب خود به طور مفصل بهئ آن پرداخته است.
۲-ما به عنوان کسانی که وارث انقلابی چون انقلای ایران هستیم لازم است که بیشتر در این امر یعنی شناسایی موانع وضعف ها وارد شده ودر اصلاح آن ها بکوشیم.
۳-انقلاب ایران ريا،به نوعی پرچمدار حق است وهرجند که مقدار بسیار کمی از آن بر طبق قوانین اسلام انجام پذیرفته توانسته در مقابل باطل بایستد .
آنچه که مهم است حق است حق
گفتگوی فرهنگها(از نوع آمریکایی)
گفتگوي تمدن ها شما را ياد چه چيزي مي اندازد؟
آقاي خاتمي وسال 2001 ..
يکي از کتابهاي جالبي که اين جند روزه مشغول مطالعه آن بودم ،کتاب گفتگوي فرهنگ ها نوشته raymond cohenبود.
نويسنده با بيان واقعه آستوريا سعي در معرفي مطالب وهم به نوعي افشاي سياست هاي واقعي ايالات متحده در گفتگو با کشوري چون ژاپن يا مابقي فرهنگ هاست .
البته بايد به اين مطلب اشاره شود که ايلات متحده در هر گفتگويي به دنبال منافع خويش بوده وهمواره سعي دارد که به نوعي با واژه اي مثل گفتگو ، فرهنگ مورد نظر را تحت فشار افکار عمومي قرار داده وتا مي تواند از آن براي رسيدن به اهداف خود استفاده می نمايد.
اين کتاب را که انتشارات آستان قدس منتشر نموده وآقاي محمد علي محمديکار ترجمه را بر عهده گرفته است حداقل مي تواند شمارا با مثال هاي مختلفي از مراحل متعدد اين گونه مذاکرات به اصطلاح فرهنگي! آشنا بکند .
چند روز پيش بود که آقاي هاشمي در سر کلاس اصول عقايد صحبت از اصالت کرد وا قعا مي تونيم بگيم اصالت چيه ؟ آره ... من بگم ؟؟ ...
بگو
چيزي که وجود خارجي داره و تاثير گذاره ... اما به نظر من فقط خداست که اصيل است ...
حلا به من بگو فرد اصيله يه جامعه؟؟؟؟
من مگم هردو را بايد در نظر داشت. چرا که معيار ما انسانيت است . اگر توي يک جمعي آدم به قول معروف داراي انسانيتي نباشد و در طرف ديگه آدمي داراي انسانيت ، من اون آدمه را اصيل ميدونم . پس معيار ما چي شد ؟
خوب معلومه ديگه انسانيت
ديروز بود که مرحله پنجم مسابقه حکمت مطهر در دانشگاه ما برگزار شد البته کتابي که من امتحان دادم خدمات متقابل ايران واسلام بود اما پيش خودمان باشه واقعا اگر هر مسلمان ايراني که اين کتاب را نخوانده است واقعا نبايد به اين راحتي در اين مسائل اظهار نظر بکند.
ما که ديگه نبايد به نژاد وقوم و.. گير بدهيم ما ايراني هستيم ان هم واقعا مسلمان وهرچه داريم ازان است درد ما يکي است وآن هم درد اسلام اسلام اسلام .....
مرگ بر آمریکا
مثل اينکه ديروز بود. از کنار در ورودي مسجد دانشگاه رد مي شدم که نگاهم به نشريه نامه ارتباطات ودين افتاد
بله . اين از آن کار هاي دکتر آشناست که واقعا مارا شرمنده ميکنند. بد نيست به مطالب مهم آن توجه داشته باشيم .
بيديري وجنگ رسانه اي واين هم از آن مقالاتي است که حتما بايد خوانده بشه وگرنه بين خواب وبيداري گير افتاده اي البته بدنيست نگاهي به عناوين ان هم داشته باشيم درسته عنوان نيست به نحوي کليد واژه است که بايد همه را با هم جمع بزني؟
يازده سپتامبر بن لادن الجزيره بيداري اسلامي سنگ خارا ؟؟؟؟ هاليوود......
این روز ها با ممنوعیت چاپ کتاب رمز داوینچی مواجه هستیم.
در اقدامی که مسئولین وزارت ارشاد خیلی زود !! مانع از اانتشار مجدد آن شدند وسپس آن را از طریق صدا وسیما به اطلاع عموم رساندند.(یعنی نوعی تبلیغ کتاب)
من واقعا نمی دانم که مسئولین باز خوانی کتاب در این وزارت خانه چه کاری انجام میدهندکه:
«ممنوعیت پس از چاپ ششم»
این کتاب به نوعی هم توهین به مسیحیت است وهم اسلام.
پیامبری الهی را که خداوند او وحضرت یحیی علیهما السلام را با ویژگی حصون نام میبرد مورد تهمت قرار میگیرد.
واین ماجرا مانند تمامی تحریفات تاریخی دست یهود را بر همگان روشن میکند.
ان شاء الله نقد این کتاب وفیلم مربوطه به زودی در همین پایگاه قرار میدهم.
رهبر انقلاب: ايران اسلامي در كنار مردم لبنان خواهد ايستاد
رهبر انقلاب اسلامي شب گذشته با صدور پيام مهمي اعلام كردند، راه مقابله با صهيونيسم و شيطان بزرگ، جز مقاومت فداكارانه نيست و ايران اسلامي در كنار مردم عزيز لبنان و ملت مبارز فلسطين، خواهد ايستاد.
آيتالله سيدعلي خامنهاي در اين پيام كه صبح امروز بازتاب گستردهاي در شبكههاي مختلف دنيا داشت، ضمن ابراز تألم شديد از فاجعه قانا تأكيد كردند: «امروز حزبالله خط مقدم دفاع از امت اسلامي و همه ملتهاي منطقه است و اگر جوانان مجاهد حزبالله و مردم مظلوم جنوب لبنان رنج دفاع مقدس را به جان خود نميخريدند، ادامه تهاجم اسرائيل، نه تنها لبنان كه تمام منطقه را در بر ميگرفت.
متن پيام آيتالله خامنهاي، به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
فاجعه سهمگين قانا دلهاي ما را لبريز از درد و اندوه كرده و ما و ديگر ملتهاي مسلمان همه آزادگان جهان را سوگوار و خشمگين ساخته است.
آن كودكان معصوم ،آن تنهاي ضعيف و رنجور، آن دلهاي وحشت زده و كوچك به چه گناهي كشته شدند؟ دل آتش گرفته مادران و پدران آنان چرا بايد به دست صهيونيستهاي خونخوار و حاميان مست ومغرور آمريكايي، اين چنين كباب ميشد؟ بيست روز بمباران بيوفقه لبنان، بيست روز جنايت در حجم انبوه، ويرانسازي يك كشور و قتل عام غير نظاميان درآن، و فاجعهاي همچون كشتار قانا، از كدام پشتوانه منطق و استدلال برخوردار است كه دنياي مدعي تمدن و سازمان ملل و دولتها و سازمانهاي مدعي حقوق بشر ، اين گونه در برابر آن خونسرد و بيتفاوتند؟ دنياي اسلام تاكي بايد وجود سراپا فتنه و شر رژيم صهيونيستي را تحمل كند؟ دولتهاي اسلامي تاكي بايد دست آمريكاي جنگ افروز و مستكبر را در اين منطقه حساس بازبگذارند؟ آنچه در لبنان اتفاق افتاد حقوق بشر آمريكايي را براي همه معنا كرد و خاورميانهاي را كه دولت آمريكا در پي آن است، نشان داد.

امروز براي همه روشن شده است كه تهاجم به لبنان، نقشهئي از پيش طراحي شده و اقدامي آمريكايي - صهيونيستي، به عنوان گامي اساسي در راه تسلط برخاورميانه و جهان اسلام بوده است.
بوش و همكاران آمريكايي وي به همان اندازه در فجايع لبنان گنهكارند كه سران خبيث و روسياه رژيم صهيونيستي، و سكوت سازمان ملل و بيشتر دولتهاي غربي و حمايت برخي از دولتها هنچون دولت بدسابقه و بدنام انگليس ، آنان را نيز به اندازههاي مختلف در قضاوت امروز و فرداي بشريت و در مواخذه و عقوبت عظيم الهي، مسئول و شريك جرم ميسازد.
امروز ملتهاي مسلمان بيش از هميشه از آمريكا متنفر و بر آن خشمگينند.
دولتهاي آنان نيز حتي آنها كه ملاحظات سياسي، موجب محدوديت آنها است، از اين همه تعدي وقاحت آميز و مستكبرانه، بيزار و برآن معترضنند، رژيم آمريكا با حمايتش از جنايتها و جنايتكاران صهيونيست و باتجاوز آشكارش به حقوق ملتهاي مسلمان، بايد منتظر سيلي سخت و مشت كوبنده امت اسلامي باشد.

ايستادگي ملت لبنان و مجاهدت قهرمانانه حزبه الله واقتدار برخاسته از ايمان و صبر و توكل آنان، نماد ديگري از بيداري دنياي اسلام و عزم راسخ آن در برابر دشمنيها و كين توزيها است. مشت پولادين جوانان مومن و شجاع و مظلوم لبناني، اكنون بر چهره زشت متجاوزان فرود آمده و شيشه غرور مستانه آنان را شكسته است.
سياست راهبردي آمريكا، ايجاد ناامني و بحران و جنگ در اين منطقه است ، بدانند كه هر چه ناامني را گسترش دهند، ملتها را بر خود خشمگين تر و دنيا را براي خود ناامن تر خواهند كرد. رفتار و خوي تجاوزگرانه آمريكا و اسرائيل، روح مقاومت را بيش از پيش در دنياي اسلام زنده خواهد كرد و ارزش جهاد را براي آنان نمايانتر خواهد ساخت.
دنياي اسلام و جوانان مسلمان در همه كشورهاي اسلامي بدانند كه راه مقابله با گرگ وحشي صهيونيزم و تجاوزگري شيطان بزرگ، جز مقاومت فداكارانه نيست، تسليم و انقياد در برابر دولتمردان ماجراجو و فتنهگر آمريكا، برطمع و جسارت آنان ميافزايد و كار را بر ملتها سختتر ميكند. اگر لبنان تسليم تجاوز اسرائيل و آمريكا ميشد و اگر جوانان مجاهد حزبالله و مردم مظلوم جنوب، رنج اين دفاع مقدس را به جان نميخريدند، محنتي بلند مدت و ذلتي روزافزون، همه ملت لبنان را تهديد ميكرد و ادامه اين روند تهاجمي تمام اين منطقه را در برمي گرفت. امروز حزبالله خط مقدم دفاع از امت اسلامي و همه ملتهاي اين منطقه است.

براي دشمن صهيونيستي، دين و آئين و مسجد و كليسا و شيعه و سني فرق نمي كند. رژيمي است نژاد پرست و متجاوز و سفاك، اگر مانعي در راه خود نبيند از هيچ جنايتي به هر گروه و هر ملت روگردان نيست. ملتهاي منطقه و فرقههاي اسلامي و پيروان دينهاي مختلف در لبنان و در همه كشورهاي اسلامي بايد دستاتحاد به يكديگر دهند و نگذارند تفرقه آنان موجب قوت دشمن شود.
ايران اسلامي مقاومت در برابر زورگوييها و تجاوزگريهاي آمريكا و شرارتهاي رژيم صهيونيستي را وظيفه خود ميداند و در كنار همه ملتهاي مظلوم به ويژه مردم عزيز لبنان و ملت مبارز فلسطين خواهد ايستاد.
آمريكا كه با حمايت صريح خود از كشتار غيرنظاميان لبناني و مخالفت صريح با آتش بس در لبنان و كمك تسليحاتي و مالي و سياسي به متجاوزان صهيونيست، عملا مجرم صحنه اين فجايع بزرگ است، اكنون درصدد آن است كه با تحميل شرايط خود بر ملت و دولت لبنان، ظلمي مضاعف را بر آنان وارد آورد.
بيشك آن ملت مقاوم و آن مجاهدان شجاع، زيربار چنين ظلمي نخواهند رفت و جز بر اساس مصالح خود تصميمي نخواهند گرفت.
اينجانب مصائب وارد آمده بر ملت لبنان به ويژه فاجعه بزرگ قانا را به آن ملت عزيز و به مجاهدان نستوه و به برجستگان و مسوولان سياسي آن كشور تسليت ميگويم و همدردي ملت بزرگ ايران را با آنان اعلام ميكنم.
سلام بر ملت لبنان، سلام بر حزبالله پيروز و سلام بر رهبر دلاور و مومن عربي سيد حسن نصرالله.
قالالله تعالي: فاصبران وعدالله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون...
سيد علي خامنهاي
دهم مرداد ۱۳۸۵
بسم الله الرحمن الرحيم
بررسي دلايلي بر رفع سَتر يا پوشش زنان
حجاب لغتي است که در عصر ما براي پوشش زن به کار رفته است که هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب ، ولي از آن جهت که پرده وسيله پوشش است در اين مفهوم به کار مي رود ولي در اصطلاح فقها ، کلمة ستر به جاي آن مورد استعمال قرار مي گيرد ولي بنابرگفته شهيد مرتضي مطهري (ره) « اي کاش معنی اين کلمه عوض نمي شد» زيرا چنانکه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است و اين معنا را در ذهن تداعي مي کند که زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود، در حالي که چنين چيزي در کشورهائي مانند ايران ، هند و چين در زمان هاي قديم وجود داشته است .
در واقع اسلام به زن دستور داده که در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و نکته قابل توجه اين است که در آيات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است . آيه اي که اين کلمه در آن بکار رفته ، آيه ي 53 سوره احزاب است که خداوند مي فرمايد « و اِذا سئلتموهن متاعاً فأسئلوهن من وراء حجاب » که اين آيت الهي اشاره به مطالبه کالا و متاع از پشت پرده دارد نه نوع پوشش زنان .
موضوعي که در اين مقاله دنبال مي کنم به دو بخش اساسي تقسيم مي شود :
قسمت اول : دلائلي که بر رفع ستر از سوي ملحدان و مخالفان کامل اسلام اشاره شده است .
قسمت دوم : شامل ايرادهايي است که عده اي از افراد از پوشش اسلامي معرفي شده توسط قرآن و احاديث گرفته اند و مانع شان دادن احکام واقعي اين مسأله مي شوند امّا قبل از شروع بحث به آياتي از قرآن کريم در اين مورد اشاره مي کنيم .
« به مؤمنان بگو چشمهاي خود را ( از نگاه نامحرمان ) فرو گيرند و فروج خود را حفظ کنند اين براي آنها پاکيزه تر است خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است » [1]
« وبه زنان باايمان بگو چشمهاي خود را فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکارننمايندو روسريهاي خود را بر گريبان خود افکنند و زينت خود را آشکار سازند مگر براي شوهرانشان يا پدرنشان يا پدرشوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرنشان يا پسران برادرانشان يا پسر خواهرانشان يا زنان هم کيششان يا بردگان شان (کنيزانشان ) يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند. آنها ( زنان مؤمن ) هنگام راه رفتن پاهاي خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود و همگي به سوي خدا باز گرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد . »2
امروز عصري است که عده اي آن را عصر برهنگي ناميده اند زيرا برهنگي زنان ، باعث تحريک دائمي جوانان شده که سبب بروز امراض رواني مختلفي در جامعه شده است . «امروزه پزشکان اعصاب و روان معتقدند که هيجان مستمر ، عامل بيماريهاي فراوان روحي است » 3
اما بد نيست نظرات مختلفي را پيرامون مسئله پوشش زنان بدانيم شايد اين نظرات به ما در پاسخگويي به ايرادها و سئوالات اين مسئله کمک و ياري برساند . خانم الهه کولايي به عنوان يک سياستمدار زن ، در زمان نمايندگي در مجلس ششم با پوشش مانتو و روسري در آن جا حاضر شد و در سال 84 ايشان در گفتگو با نشريه اقبال دربارة پوشش زنان مي گويد : « ما در طول 26 سال گذشته نتيجه تحميل چگونگي پوشش زنان را تجربه کرده ايم که همانند تجربه ساير کشورهاي ديگر در اين زمينه تجربه کاملاً ناموفقي بوده است در واقع تحميل نوع خاص پوشش به زنان ، به هيچ وجه نمي تواند پاسخگوي هدف دفاع از ارزش هاي ديني و بومي باشد ما فکر مي کنيم که حجاب با بخش نامه و قانون تحقق پذير است اما متأسفانه داريم اثر منفي آن و اعتراضات موجود در جامعه را که به اشکال گوناگون پوشش دختران و زنان صورت مي گيرد را مي بينيم. بنابراين ما بايد بپذيريم که لباس و اينکه کت و دامن باشد يا بلوز دامن باشد و يا هر چيز ديگربه افراد مربوط است و نه هيچ کس ديگر و بايد بپذيريم که انسانها در نوع پوشش آزاد هستند و البته بدون شک بايد به حساسيت ها و ارزش هاي جامعه هم توجه شود اما نهايتاً انتخاب بايد به خود افراد واگذار شود .»1[2]
در مقابل اين ديدگاه مسئله اي که مطرح مي شود پوشش برتر است که دکتر حسن بلخاري چادر با رنگ مشکي را داراي نوعي هارموني مي داند که اين هارموني در تضاد است و مانند صفحه شطرنج که سياه و سفيد در کنارهم جذابند که سفيدي زنان ايراني با سياهي چادر نوعي تضاد پيدا مي کند که سبب جذاب تر شدن او شود . همانگونه که مشاهده شد نظرات مختلفی از زمينه هاي روانشناسي گرفته تا زيبائي شناسي در اين مورد مطرح شده است اما نکته مهم به نظر من در اينجا اين است که در ذکر دلايل و معرفي چادر به رنگ مشکي به دلايلي که منطقي تر و قانع کننده تراست اشاره کنيم مثلاً نوع حرکت ، راه رفتن و حتي زينت هاي آنان در زير چادر مخفي مانده و نه تنها بر وقار ايشان مي افزايد بلکه از آزار و اذيت هاي که بر اثر التذادهاي جنسي در وجود افراد به وجود مي آيد مصون مي مانند .
چنانکه مجيد معتمدي در مقاله اي که تحت عنوان آسيب شناسي پوشش دختران مطرح نموده است مي نويسد :« قريب به اتفاق دختراني که به استفاده از پوشش هاي تنگ و بدن نما رو آورده اند از راهي غلط سعي در برآوردن نيازي به حق دارند . » وي در ادامه مي افزايد :« شيوه هاي نامطلوب مهار اجتماعي ،باعث دوري گزيدن آنان از جامعه و گرايش به الگوهاي بيگانه شده است »2
اما ما در اين قسمت جا دارد که به مطلبي که در کتابی لاتين با موضوع حرکات زنان در سطح جهان اشاره کنم ، در اين کتاب در قسمتي به وضعيت ايران پرداخته بود و در مورد مسأله پوشش زنان اينگونه بيان داشته بود که « زنان بايد در اماکن عمومي خودشان را کاملاً بپوشانند و آرايش نکنند و در صورت قبول نکردن آن زنداني مي شونديا شلاق مي خورند » و اين نشان دهنده ديدگاه کساني است که خارج از مرزها هستند و تفسيري از مسأله پوشش زنان مطابق با نظرات خود در اسلام را ارائه مي دهند و فقط چيزهايي را که از اين طرف شنيده اند بدون آنکه به سراغ قوانين مطرح می کنند.
اما مطلب اساسي همان دلايل رد پوشش زنان است که در ابتدا به قسمت اول : از ديدگاه مخالفان اسلام اشاره مي نماييم .
سؤالاتي که آن ها در اين مورد طرح مي کنند متعدد است ولي اينجانب به طرح تعدادي که حالت عموميت بيشتري دارند مي پردازم1- « پوشش زنان به مصداق الانسان حريص علي ما منع سبب جذبه بيشتر مي شود و حرص و ولع افراد زيادتر مي گردد .»1
دليلي که شهيد مطهري درکتاب حجاب خود ارائه می دهد عبارتست از اينکه اگر کارت پستالهاي خلاف عفت در جامعه آزاد گردد پس از چندي مردم نسبت به آن دسته آلات بي تفاوت مي گردند اما اين بي توجهي فقط به آن نوع خاص است و از آن جا که غريزه جنسي اشباع ناپذير است فرد مدام به سوي انواع ديگري می رود که به او آرامش دهد ولي اين آرامش پديدار نمي شود مثل صاحبان حرامسراها که با وجود زنان بسيار باز با شنيدن وصف دختري زيبابه دنبال می روند و تنها راه چاره ارضاي اين غريزه در حد و اندازه اي معتدل است نه اينکه با بازگذاشتن راه براي آن همان نتايجي حاصل مي گردد که با سرکوب آن حاصل مي شود .
اما در پاسخ اين ايراد زني مسلمان به نام زينب بگم در جايي و زمان خود به ارائه جواب پرداخته است که اشاره به آن گرچه به ذکر مباحث فقهي اشاره دارد در محل خود مفيد است : « نزول آية غص ابصار را سبب اين شد که جواني از انصار را نظر به سوي زن روگشاده اي افتاده و در تعقيب او شتافت تا رويش به ديوار تافت و خون جاري شد در اين حال جبرئيل نازل شد و حکم وجوب پوشانيدن نظر از نامحرم آورد و ثانياً لازمه اين حرف آن است که کارهاي حرامي مانند زنا و لواط و . . . منع نشوند »2[3]
ايشان نيز همانگونه که مشاهده شد گاهي اوقات دلايل علمي را به همراه دلايل فقهي مي آورد و بر استدلال هاي طرف مقابل خدشه وارد می کند . لازم به ذکر است گرچه ظاهر اين ايراد قديمي به نظر مي آيد ولي بسياري از ايرادات در همين محدوده از اين جمله سرچشمه گرفته اند که با ذکر همين دلايل بالا هم قابل پاسخگوي هستند .
2- « احترام به حقوق زنان که نصف جامعه را تشکيل مي دهند و هر انساني براي انسان بودن خود محترم است و اگر خانمي نخواهد پوشش سر داشته باشد بايد محترم شناخته شود و مورد احترام عقيده قرار گيرد زيرا پوشش سروگردن هيچگاه در دنيا باعث آزار جامعه نيست و مسلمانان روزانه فيلمهايي نگاه مي کنند که پوشش سر در آن نيست .»1
در ابتدا به نظر اينجانب هيچ شکي در احترام به انسان بودن او نيست و چرا مورد احترام عقيده قرار گيرد مگر عقيده اي که او دارد بايد درست باشد مسئله اي که وارد است و بايد شرح داده شود اين است که اين نوع پوشش سروگردن به کسي آزار نمي رساند ولي با توجه به دلايلي که ذکر کرديم به طور جدی مؤثر است اما بخش برنامه هايي که زنان از پوشش( به عنوان مثال در ناحيه سر يعني مو برخوردار نيستند) مربوط به اين است که آن ها نيز گرچه به اين دليل که ديدن موي سر زنان غيرمسلمان مشکلي ندارد به پخش اين برنامه ها مي پردازند، بايد در ارائه آن در جامعه شرايط روحي ورواني را در نظر بگيرند چنانکه بعضي از اين فيلم هايي که از تلويزيون سراسري پخش مي شوند داراي ويروس هاي مخربي هستند که به هر حال تأثير خود را بر روي روح گذارند .
3 -« پوشش زنان يک نماد مذهبي است و جنبه ترويجي دارد . »2[4]
اين در واقع يکي از دلائل عمده کشورهايي چون فرانسه و آلمان است که حجاب را نمادي مذهبي دانسته و مانع از حضور دختران محجبه در سر کلاس هاي درس و اخراج معلمان و کارمنداني که در سرکار خود اين نماد به قول آن ها را حفظ مي کنند در واقع مي خواهند بگويند که دختران و زنان
مسلمان با پوشش خود يک سمبل سياسي جنبش هاي اسلاميستي هستند و آن نماد نظامي است که در آن زن ها بايد به زير فرمان مردان درآيند ولي در پاسخ آن ها هم يک پرسش کافي است که شما با قوانين خود با تبليغات رسانه اي خود با تصويري که از خود در سطح جهان ارائه مي دهيد سعي داريد بگوييد حقوق زنان با مردان برابر است و زنان نيز مثل مردان آزادند اما وقتي که جلوي معلم ، استاد ، دانش آموز و دانشجو کشور خودتان مي ايستيد و به او اجازه نمي دهيد که با حجاب و پوشش دلخواه خود به سر کلاس بيايند ديگر سخنان شما حول آزادي وبرابری زنان با مردان تأثيري دارد چرا که شما با عمل خود به طور آشکار حرف هاي خودتان را نقض کرده ايد .
و حال قسمت دوم ، ايراد هايي که سعي در نشان دادن پوشش اسلامي در اوج شدت و سختگيري را دارند البته کار اين گروه عمدتاً ناآگاهانه است ولي سبب شده است که معني واقعي ستر و پوشش مورد انتقاد قرار گيرد و جوان امروز که همواره تحت تأثير شبکه هاي ماهواره اي مختلف تشويق به کنار گذاشتن حجاب خودش مي شوند در مقابل دستوراتي قرار مي گيرد که جزءمتن اسلام نيست و به نوعي رويگرداني او را از قوانين اسلامي از جمله حجاب را سبب مي شود. اينک به ذکر چند نمونه مي پردازيم :
1- حضور زنان در جامعه براي انجام کارهاي خويش مجاز نيست .
اين در حالي است که شهيد مطهري در کتاب پاسخ استاد بر نقدهايي بر کتاب مسأله حجاب به داستاني در مورد سوره دختر زعمه و ديده شدن او به وسيله عمر اشاره دارد که عمر با لحني خشن به او مي گويد: که از اين به بعد در بيرون آمدن خود دقت بيشتري کن و بعد از اين اتفاق سوده نزد پيامبر رفته و ماجرا را تعريف مي کند و طولي نکشيد که وحي بر پيامبر نازل شد که : « اجازه داده شد به شما اگر حاجتي داريد بيرون رويد .»
تازه در مقابل اين داستان مطالبي ذکر مي شودکه مثلاً اين داستان بسيار زننده است و. . . ويااينکه در کتاب هاي عامه يافت مي شود وشهيد مطهري با بياني تند به آن پاسخ مي دهد که ذکر اين داستان لازم و ضروري است و اينکه زنان کاري جز اطفاء شهوت مرد و خدمتکاري او ندارند علاوه بر اينکه با اسلام جور در نمي آيد بر ضد عواطف انساني است . »1[5]
2- رانندگي کردن و بازرگاني کردن براي زنان جايز نيست . 2
باز هم شهيد مطهري با بياني جلوي آنها مي ايستد که مثلاً در رانندگي چه فرقي در سروج در صندلي جلو يا عقب وجود دارد و يا در مورد بازرگاني آيا احدي از فقها به حکم حديث « و عندها تُشارکُ المرأه زوجَها في التجاره » فتوا به حرمت شرکت زن با شوهر در تجارت داده اند ؟
نکته اي در اينجا لازم به ذکر مي رسد اين است که عده اي سعي دارند احاديثي را هر چند سنديت ضعيفي دارند در اين مسأله مطرح کنند و مسائلي مطرح نمايند و مسائل واقعي و احاديث معتبر در گوشه اي ابهام بحث شود .
نتيجه گيري :
در مورد مسأله پوشش زنان ايرادهاي متعددي ذکر شده است که نقض آزادي زنان عمده ترين آن هاست ولي حجاب اسلامي مانند هر آداب معاشرتي در يک تمدن سبب کرامت زن مي شود پس اين نيز نوعي آداب معاشرت است که حتي حفاظت و مصنونيت را براي او به همراه دارد و اين ها دلايلي بودند بر رفع حجاب اسلامي که امروزه ملحدان در اين طريق سعي و تلاش بسياري را متحمل مي شود که به دين اسلام ضربه بزنند ولي حجاب اسلامي که مانع از جلوه گري مي شده و هم ظاهر سادة آن مانند سپري در مقابل هجمه آنان مقابله مي کند .
اما به جاست که در جامعه اسلامي ما به حجاب به عنوان نمادي از هويت ديني و ملي توجه شاياني بشود چرا که دختران ما در اين زمان اگر با دلايل منطقي به اهميت حجاب و پوشش خودشان آشنا شوند ديگر نسل آينده ما شاهد سؤالات و ابهامات متعددي در اين مسأله نيست .
جوانان ما ، خواهران و دختران ما خواهان تنوع و زيبايي هستند ولي اگر پوشش با توجه به معيارهاي اسلامي باشد سلامت آن ها را تأمين نموده و آنان را از گزند هاي احتمالي مصون مي دارد .
پس به جاست که با کارهايي حساب شده و ارائه مدها و الگوهاي اسلامي در جامعه و گسترش به وسيله نخبگان و نهادها اين نشان و سپر اسلامي را روز به روز قوي تر سازيم و جامعه خودمان را از خطرات ناشي از بدحجابي وبي حجابي مصون بداريم .
اِن شاء الله . . . .
تهيه و تنظيم : مجتبي صمدي
فهرست منابع
1. قرآن کريم
2. حجاب/استاد مطهری/انتشارات صدرا
3. نمايه/پوشش وريشه های آن درفطرت/نشريه کاروکارگر/زهرا
بهزادی/ 12/6/1377
4.نمايه/آسيب شناسی پوشش دختران/نشريه راه مردم/ 14/4/84
5.نمايه/ جوابيه مقاله ضاله طالبين رفع حجاب/نشريه پيام زن/
شماره 112/ص36
6.کتاب پاسخ های استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب /انشارات صدرا/صص 66-64 ،52-49
7. www.hkodadad.persianblog.com
[1] - آيه 35 سوره نور
2- آيه 31 سوره نور
3- نمايه ، پوشش و ريشه هاي آن در فطرت/ نشريه : کار و کارگر / زهرا بهزادي فرد / 12/6/77
[2] 1- نمايه ، انتخاب نوع پوشش حق زنان است / نشريه : اقبال / 20/2/84
2- نمايه آسيب شناسي پوشش دختران / نشريه راه مردم / مجيد معتمدي /14/4/84
[3] 1- نمايه ، جوابيه مقاله ضّاله طالبين رفع حجاب / نشريه پيام زن / شماره 112 / ص 36
2- همان ، ص 36
[4] 1-www . hkodadad . persianblog . com.
5- همان پايگاه اينترنتي
[5] 1- کتاب ، پاسخ هاي استاد به نقدهايي بر کتاب مسأله حجاب/ انتشارات صدرا / صص 64-66
2- همان ، صص 49-52
بسم الله الرحمن الرحيم
انسان کامل کيست ؟
« واذ ابتلي ابراهيمَ رَبُّه بکلمات فاتمّهُنَّ قالَ اني جاعلکِ للناّس اماماً قال و من ذرّيتي قال لاينالُ عهدي الظالمينَ »
( قرآن کريم ، سوره بقره ، آيه 124 )
در طول اين مقاله سعي دارم به بررسي ويژگي ها و در نهايت شناخت انساني بپردازم که حکم سر مشق را داراست و با نگاهي که شهيد مطهري ( ره ) در کتاب انسان کامل مطرح مي کنند بتوانم در شناخت يک انسان کامل گام بردارم لذا به بررسي ديدگاههاي مختلف در اين باب در مکاتب و آيين ها پرداخته و انسان کاملِ مکتبِ برتر را شناسايي نمايم .
تعبير « انسان کامل » در ادبيات اسلامي، تا قرن هفتم هجري وجود نداشته ولي امروزه در اروپا بسيار مطرح است و اولين کسي که آن در مورد انسان به کار برده است محي الدين عربي اندلسي طائي است که پدر عرفان اسلامي به شمار مي رود منتها او از ديدگاه عرفان آن را ارائه کرده است . ( انسان کامل ، صص 20-21 )
لذا پيش از هر چيز مي خواهيم ببينيم که انسان کامل از ديد قرآن چگونه انساني است :
خداوند در سوره اسراء آيه 82 مي فرمايد:«ما قرآن را براي شفا و رحمت مؤمنين فرستاديم. قرآن ، شفاي مؤمنين است .» پس ممکن است انسان از نظر روحي دچار نقص و عيب باشد . لذا قبل از هر چيزي بايد خود را از نظر اينکه « انسان سالم » يا « انسان معيوب » هستيم بشناسيم .
کمال انسان در تعادل و توازن اوست و مقصود اين است که در عين اينکه همة استعدادهاي انسان رشد مي کند رشدي هماهنگ داشته باشد . انسان کامل آن انساني است که همة ارزشهاي انساني در او رشدي هماهنگ نموده و به حد اعلي برسند، آن وقت اين همان کسي است که قرآن از او تعبير به امام مي کند . ابراهيم ( ع ) بعد ار امتحان هاي گوناگون به مقام امامت يعني انسان کامل رسيد . ( انسان کامل ، صص 41-42 )
به طور خلاصه کسي انسان کامل است که :
1- همه ارزش هاي انساني در او رشد کند.
2- اين رشد هماهنگ باشد يعني گرايش به يک ارزش مانع فراموشي ارزش ديگري نشود .
3- رشد هر کدام از اين ارزشها به حد اعلي باشد.
اما اين تنهابخشي از اين مفهوم وسيع است؛ ولي ويژگي هاي ديگر آن را در بررسي مکاتب مختلف، در مورد انسان کامل به درستي نشان خواهم داد.
الف ) انسان کامل از ديدگاه بودا :
از نظر بودا کسي که راههاي هشتگانه ( شناخت درست ، انديشة درست ، گفتار درست کردار درست ، زيست درست ، کوشش درست ، يکدلي درست ) را پشت سر مي گذارد به « نيروانا » مي رسد . کسي که در اين مسير گام نهاده در اين مقام آتش شهوت ، کينه و فريب او خاموش مي گردد و تنهايي و رنجها از بين مي رود . ( انسان کامل از ديدگاه بودا ـ يوگا ـ بهاکتي ، صص 31-32 )
« برزگترين نعمت ها تندرستي است و بزرگ ترين دارائي خرسندي ، نيکوترين خويش ، اعتماد و برترين نيکبختي نيروانه است » ( راه آيين، ص 74 )
نيروانا حالتي است که فرديت از درون فرد رخت برمي بندد و آرايش و خاموشي وجود او را فرا مي گيرد و اين رهايي از رنج، در همين جهان است . ( راه حق، صص 60-59 )
نقد و بررسي :
هدف بودا رستگاري بشر و رسيدن به نيرواناست و او مي کوشد تا « من » انساني را کنترل کند و بسياري از چيزها که تنها به نفس اماره مربوط نيستند را ناديده مي گيرد ( سعي در نابودي اميال و کام ها دارد ) و اين نقطه ضعفي است که در اين انديشه وجود دارد.از جهتي ديگر اين چنين انساني دراين مکتب شانه از زير بار مسئوليت ها و وظايف خود خالي مي کند و خود را فردي غيرمسئول و نامتعهد مي پروراند و زندگي شخصي بودا گواهي براين نقد است چرا که بودا شاهزاده اي بود که در سنين جواني دست از ثروت و مکتب و خانه و خانواده فروبست و سر به بيابان گذاشت تا به آرامش برسد، اين گريز تا پايان عمر وي ادامه داشت ( انسان کامل از ديدگاه بودا ـ يوگا ـ بهاکتي ، ص 38 ) اما در مقابل وقتي که به پيامبر اسلام خبردادند که عده اي از اصحاب ، غرق در عبادت شده اند . ناراحت و عصباني به مسجد تشريف آورد و فرياد کشيد:« مَا بَالَ اَقوام ؟ چه مي شود گروههايي را ؟ شنيده ام چنين افرادي در امّت من پيدا شده اند، من که پيامبر شما هستم اينگونه نيستم ، مي خوابم ، استراحت مي کنم، به زن و خاندانم رسيدگي مي نمايم ، هيچ وقت هميشه، شب تا صبح را عبادت نمي کنم ، اين چنين افرادي از سنت من خارجند.» (انسان کامل ، ص 45 )
پيامبر ( ص ) متوجه شدند که يک ارزش اسلامي جامعه را به يک طرف کشانده لذا شديداً با افراط در آن برخورد کردند .
ب ) انسان کامل از ديدگاه مکتب يوگا
يوگا سعي دارد انسان را در ذات خود فرو برده و با جستجو در فطرت اصيل ، انسان را به والاترين مقام « زنده آزادي » نائل گرداند .
لذا براي دست يافتن به هدف غايي مي بايست از اجتماع ، لذايذ حسي ، اعمال طبيعي چون خوردن و خوابيدن و نفس کشيدن خود را محروم سازد . و با تفاهم هشتگانه خود ، به مقام زنده آزادي دست يابد . تعاليمي چون ورزشهاي ويژه ( آسانا ) که مثلاً به طور مشخص و معيّني بنشيند و يا بايستد و يا براي ساعتها چشمهاي خود را بر روي نقطه اي معين قرار دهد . در اين مکتب ، براي اصلاح درون بايد از درون شروع نمود و سپس به دنيايي بيرون قدم نهاد و مجدداً براي اصلاح ذهن ، به درون بازگشت . ( انسان کامل از ديدگاه بودا ، يوگا ، بهاکتي ، صص 39-46 )
نقد و بررسي :
يکي از نقاط ضعف اين آئين در رابطه با پالايش ذهن از آلودگي ها است که فرد را از جامعه جدا کرده و خلوت گزيني را تأييد مي نمايد . لذا تنها فرد ساخته مي شود نه جامعه .
اصولاً آن ها فکر مي کنند لازمه کنترل نفس ، سرکوب شهوات و دوري از جمع و رها کردن زندگي دنيوي مي باشد و اين سبب مي گرددکه هيچ تحرّکي در فرد ايجاد نشود که به مبارزه عليه فساد و ظلم در جامعه برخيزد .
عمده اشکال تفکر هندي در اين است که « تقواي مرتاضي با اخلاق اجتماعي و خانوادگي سازش نمي کند » ( اديان شرق و فکر غرب ، ص 392 )
درحاليکه در تفکر اسلامي اگر شب ها در مناجات و راز و نياز خود هستند و دنيا و مافيها را فراموش مي کنند، روزها در متن جامعه قرار گرفته اند . قرآن در آيه 112 سوره توبه مي فرمايد :
« الامرون بالمعروف و النّاهون عن المنکر » که ضمن اشاره به جنبه هاي جامعه گرايي آنها ، ايشان را مصلحان جامعة خود معرفي مي کند . و به تعبيري، شيران بيشه روز و راهبان شب هاي عبادتند ( قرآن سوم مقطع تحصيلي متوسطه ، ص 36 )
ج ) انسان کامل از ديدگاه افلاطون
علت اصلي و نهايي و نقطه کمال آدمي را ميل به سعادت معرفي کرده، که دوري از ظلم و گرايش به عدالت هميشه در راستاي اين مسير قرار داردو براي جلوگيري از به بيراهه افتادن فرد بايد اجزاي سه گانه نفس ( عقل ، غيرت و شهوت) با يکديگر هماهنگ گردند و پيروي از عقل، تنها راه حل آن است . انسان کامل افلاطون بيش از هر چيز، دوستدار علم و حکمت است و طالب راستي و درستي و به زندگي دنيوي اعتنايي ندارد و از مرگ هراسي به دل راه نمي دهد و با تهذيب نفس خود ، از ظلم به ديگران جلوگيري کند . ( انسان کامل از ديدگاه افلاطون ـ ارسطو ، صص 16-18 )
برطبق نظريه اي که افلاطون ارائه داده جامعه ايده آليست ولي از سه طبقه تشکيل شده است: عوام الناس ، سربازان و سرپرستان که اين گروه اخير با تعداد محدود سرپرستي و رهبري امور را بر عهده مي گيرند . ( انسان کامل از ديدگاه افلاطون ـ ارسطو، ص 13 )
نقد و بررسي :
نظامي که وي مطرح مي کند طبقاتي بوده و نيل به کمالات انساني را صرفاً براي دسته سرپرستان مي داند ( انسان کامل از ديدگاه افلاطون ـ ارسطو، ص 25 )
اما بر طبق نظر اسلام اگر فرد سه شرط (داشتن همة ارزشها ،رشد دادن آنها در حد اعلي و رشد دادن ارزش ها به طور هماهنگ) را دارا باشد مي تواند به اين مقام برسد .
افلاطون بيشتر به جنبه هاي ارثي و استعداهاي دروني توجه دارد تا حاصل شدن اين مقام و ارزش از طريق مجاهده و کوشش . زيرا در هر مرحله شرطِ رساندن فرد به کمال را، با موفقيت گذراندن آن مرحله را دانسته است و ديگراينکه به اين موضوع اشاره دارد که «هر که خير و شر را بشناسد ديگر اشتباه نخواهد کرد .» ( انسان کامل از ديدگاه افلاطون ـ ارسطو، ص 20 )
اين در حالي است که فرد ضررهاي حرکت با سرعت زيادِ اتومبيل و نيز خطرهاي نبستن کمربند ايمني را مي داند ولي با اين حال آنها را رعايت نمي کند پس اين سخن نمي تواند قابل قبول باشدکه هر کسي خير وشر را بشناسد ديگر اشتباه نخواهد کرد.
د ) انسان کامل از ديدگاه رواقيون :
از نظر اين مکتب انسان بايد زندگاني خود را با جهان و همدلي و همدردي آن وفق دهد تا به کمال برسد . « بايد بينديشي که اگر تو زندگي ات را بر وفقِ خواست طبيعت بگذراني هر آنچه در وجود تو هست، موافق با عقل است و چنين است هر آنچه که در عالم هستي است به طبيعت تعلق دارد » ( مجله بنياد ، شماره 11 ، ص 55 )
انسان مي بايست فضيلت و نيکي را به عنوان گمشده هاي خود بداند و مدام در جستجوي آن ها باشد که فضايلي چون: حکمت ، سخاوت ، آزادي ، عدالت و از همه مهمتر شناخت طبيعت از جمله آنان است.
« اما مرگ در اين مکتب چونان زيتوني است که پس از رسيدن از شاخه بزير مي افتد، در حاليکه از وجودش ستايش خالق خودِ طبيعت و خشنودي از درختي که بر روي آن روئيده بود بخوبي هويداست » ( مجله بنياد ، شماره 8 ، ص 19 )
و نکته جالب در اين جاست که هر انساني نمي تواند چنين رفتاري را انجام داده و به آن نقطة وصل برسد . چنانکه افرادي چون سقراط از جمله کساني بوده اند که توانسته اند تا حدي در اين مسير گام بردارند . ( انسان کامل از ديدگاه اپيکور ـ رواقيون ،صص 32-38 )
انسان نمونه رواقي عامل بدبختي و نگراني انسان را در جهان خارج جستجو نمي کند بلکه بدبختي و خوشبختي را واکنش دروني خود مي داند يعني اشياء و امور بستگي به قضاوت ما دارند و بدون قضاوت ما نه خوبند و نه بد ولي او نسبت به درد و رنج بي تفاوت است. ( انسان کامل از ديدگاه اپيکور ـ رواقيون،صص 40-41 )
نقد و بررسي :
انسان رواقي در برابر مقدرات و حوادث زندگي تسليم است در حاليکه با آزادي اراده ما ناسازگاري دارد و رواقيون از آنجايي که منشأ تمامي بدبختيها را امري دروني ( نفس آدمي ) مي دانند به شرايط خارجي و محيطي که عامل بسياري از رنجها و ظلم ها به انسان است توجهي ندارند ولي بدون اصلاح بيرون، نمي شود درون را اصلاح کرد و ما در اسلام مي بينيم که بيرون هم مورد توجه است. ( انسان کامل ، ص 314 )
ه)انسان کامل از ديدگاه عرفا:
شماري از نويسندگان معاصر ، خاستگاه و سرچشمه نظرية انسان کامل را فرهنگ هاي غيراسلامي قلمداد کرده اند . از جمله گولپنارلي ، محقق برجسته ترکيه که آيين بوديسيم را سرچشمة اين نظريه مي داند . ( گولپنارلي ، ص 262 )
و عده اي ديگر اين انديشه را تحت تأثير فلسفه يوناني و يهودي مي دانند و گروهي ريشه آن را در اَوِستا جستجو کرده اند. ( بنيادهاي عرفان ايراني ، پيش شماره ، ص 1 )
به نظر مي رسد که اين نظريه ، سرچشمه هايي قرآني نيز داشته باشد که انسان کامل با عنوان امام در آن ياد مي شود.« چون ابراهيم را پروردگارش به اموري آزمود و او آن ها را به انجام رساند . گفت : تو را پيشوائي مردم قرار دهم » ( سوره بقره ، آيه 30 )
پس از قرآن ، اين مفهوم که يکي از مسائل مهم در مکتب اسلام مي بايست با تحقيقي کامل به طور ويژه مورد بررسي قرار گيرد ولي امروزه نظريه « انسان کامل » را به صورت يکي از بخشهاي کلاسيکِ عرفانِ نظري درآورده اند .
ابن عربي انسان کامل را نايب حق در زمين و « معلم الملک» در آسمان مي خواند (فتوحات مکيه ، ص 458 ) و او را کامل ترين صورتي مي داند که آفريده شده و مرتبه او از حد امکان برتر و از مقام خلق والاتر است . به خاطر مرتبه وي ، فيض و مدد حق ،که سبب بقاي عالم است ، به عالم مي رسد. ( الفصوص ، ص 50 )
ويژگي هاي انسان کامل در مثنوي معنوي :
1- صورت انسان هاي کامل پيش از خلقت هستي وجود داشته و بر احوال موجودات اين جهان واقف بوده اند .
2- اولياء الهي در مقايسه با ديگر صفوف بشر از جان و عقلي ويژه برخوردارند.
3- قابليت پذيرش وحي و الهامات الهي و عيني را دارند .
4- اولياء الهي بر احوال و ضمايرو قلوب مردمان آگاهند.
5- اولياء الهي قادرند تا در نفوس و ارواح بشري تصرف نمايند .
6- انسان هاي کامل قادرند، آلام روحي و معنوي نوعِ بشر را برطرف کرده و به نجات خلايق از ضلالت بپردازند .
7- روح انسان هاي کامل و پيران طريق معرفت، طهارت بخشِ آلودگي ها و پليدي هاي جامعه بشري است .
8- اولياء الهي عموماً از ديد خلق پوشيده اند و احوالشان بر مردمان فاش نيست .
( کيهان فرهنگي ، شماره 159 ، صص 41-43 )
انسان کامل در عرفان امام خميني ( ره ) :
ايشان از آخرين شخصيت هاي عرفاني است که به بحث انسان کامل پرداخت . ايشان عرفان نظري را در محضر آقا ميرزا محمدعلي شاه آبادي فرگرفت . که مدت 6 سال در محضر ايشان با رموز عرفان آشنا گشت . ( نظريه انسان کامل ، غلامرضا جلالي ، ص 1 )
امام خميني ( ره ) مفهوم انسان کامل را در عنييت جامعه به گونه اي روشن و در خور درک ارائه مي دهد و فهم نويني از جايگاه اين نظريه را در تربيت انسانها باز مي تاباند . امام از همگان مي خواهد تا اعضاي يک انسان باشند و همه در خدمت انسان کامل که رسول اکرم ( ص ) است قرار گيرند و همه به منزلة اعضاي او باشند. ( صحيفه نور ، ج 17 ، صص 115-120 )
و ايشان بر اين نکته نيز اشاره دارد که : « قدرت اگر در دست انسان کاملي باشد ، کمال براي ملتها ايجاد مي کند . ( صحيفه نور ج 17 ، ص 121 )
به راستي که خود امام از آن گونه انسانها بود ، انساني که باطن انسان ها را بيدار کرد و سيماي انسانِ نمونة اسلام را به مردم شناساند .
نقد و بررسي :
برخي اشکالات که به مکتب عرفان وارد شده است عبارتند از :
1-تحقير عقل :در عرفان ، خيلي علم و عقل مورد تحقير قرار گرفته ، البته ممکن است بعضي ها منطقشان را به اسلام نزديک کرده باشند که بحثي در مورد آن ها نيست ولي اسلام در عين اعتقاد به دل، عقل را مورد احترام قرار مي دهد . انسان کامل قرآن هم کمال قلبي دارد و هم کمال عقلي.
2- درون گرايي مطلق :به جنبة فردي توجه زياد شده، البته بسياري از پيشروان عرفان چون شديداً تحت تأثير تعلّمات الهي و ديني بوده اند؛ در کلمات خود اين موضوع را مدنظر قرارداده اند . اما به هر حال درون گرايي به جايي رسيده است که برون گرايي نفي شده است . در حاليکه ياران حضرت حجت که در موردشان مکرر در اخبار آمده :« اگر در شب سراغشان بروي گوئي سراغ يک عده راهب افتراي» آن ها نمونه هايي از مسلمان کامل هستند،که جنبه هاي جامعه گرايي تنها ويژگي هاي آن ها نيست .
3- نفس کشي : معمولاً در تعبيرات اسلامي صحبت از تهذيب و اصلاح نفس است ولي در اشعار شعراي ما مسأله نفس کشي مطرح شده در حاليکه کرامت نفس مورد غفلت قرار گرفته است و اين نيز مطلبي است که بايد بدان توجه کرد . اسلام جهاد با نفس را مطرح مي نمايد که يا مبارزه با تن است که اسلام به آن اجازه نمي دهد و يا مبارزه با خود نفس است که تا حدي اسلام آن را تأييد کرده ولي در بعضي موارد به خطاهايي در متصوفه مي رسد.( انسان کامل ، صص 186ـ190 )
از نظر اسلام نفس يکي است و هم درجه عالي دارد و هم داني و با دانستن اين امر بايد به جهاد با نفس رفت .( خلاصه مباحثات محقق ، ص 1 )
نتيجه گيري :
پس حرف ما اين بود که خداوند و ايمان به او هدف اصلي است و اگر چه ايمان به خداوند سودها و فوايد بسياري دارد ولي ايمان از اين جهت بر ما واجب گشته که پيوند انسان با حق و حقيقت و نفس را سبب مي گردد ،که همين پيوند کمال است و عدالت و محبت نتيجه اند يا اثر. اين مکاتبي که مورد بررسي قرار داده بوديم، توسط نوابغ ارائه شده بودند ولي همه در مقابل اسلام رنگ مي بازند و اين نشان از آن دارد که پيامبر ( ص ) هر چند نابغه باشند يقيناً سخنش را از ناحيه خداوند الهام گرفته شده است . ( خلاصة آثار ، صص 147-148 )
سخن از خصايص انسان کامل سخني بي فرجام است بر شمردن مراتب کمال در انسان چيزي جز شمارش ميزان درک خويش از اين حقيقت متعالي نيست ، چه اينکه انسان ، وجود محدود خود را به وجودي که عظمتش در عقل نمي گنجد پيوند زده است . آنچه در اين مقاله از آن ياد شد تنها، هم قدميِ کوتاهي بود با شهيد مطهري(ره) در گلزار معنوي آثار وي و استشمام عطردل آويز گلبرگ هاي آن .
والسلام.
تهيه وتنظيم:مجتبي صمدي
فهرست منابع:
1- قرآن کريم
2- انسان کامل،شهيد مطهري،انتشارات صدرا
3- خلاصه آثار شهيد مطهري(انسان بر آستان دين)،انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)
4- صحيفه نور،مجموعه رهنمودهاي امام خميني (ره)،ج17
5- گولپنارلي،عبدالباقي گولپنارلي،ترجمةدکتر توفيق سبحاني، موسسه تحقيقاتي تهران
6- بنيادهاي عرفاني ايراني ،مجله،شماره11، شماره8 وپيش شماره
7- انسان کامل از ديدگاه بودا ـ يوگا ـ بهاکتي،هيئت تحريريه،انتشارات مکتب اسلام
8- انسان کامل از ديدگاه افلاطون ـ ارسطو،هيئت تحريريه،انتشارات مکتب اسلام
9- انسان کامل از ديدگاه اپيکور ـ رواقيون،هيئت تحريريه،انتشارات مکتب اسلام
10- کيهان فرهنگي ،شماره 159،صص41-43
11-فتوحات مکيه،ابن عربي،سفر خامس ،تصحيح عثمان يحيي،ج1،ص458
12-النصوص،ابن عربي ،نص آدمي،ص50
13-نظريه انسان کامل ،غلامرضا جلالي،ص1
14- قرآن سوم متوسطه،نشر کتب درسي،1382
15- خلاصه مباحثات محقق، مجتبي صمدي،دفترسوم،ص1
16-اديان شرق وفکرغرب،،انتشارات مکتب اسلام،ص392
17-راه حق،،انتشارات مکتب اسلام ،ص59-60
18-راه آيين،،انتشارات مکتب اسلام،ص74
اما در شب برگزاری اجلاس رسمی سران که در شانگهای برگزار شد رئیس جمهور کشورمان اقدامی زیرکانه و در خور شان انجام داد که کسی آن را نقل نکرد.

پس از برگزاری نشست رسمی اعضای دائم و ناظر اجلاس شانگهای که صبح روز پنج شنبه برگزار شد، در شب همان روز مجلس رقص و آوازی با حضور رقاص و رقاصه هایی از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس انجام شد که از روسای جمهور و همسران آنان، از جمله دکتر احمدی نژاد در این جلسه دعوت شد.
برخی آقایان اصرار می کردند که این یک مجلس جشن عادی است و فقط مقداری حرکات موزون سنتی در آن انجام می شود و اگر دکتر احمدی نژاد در آن شرکت نکند، به میزبان بی احترامی می شود.
اما رئیس جمهور که برخلاف سایر روسای جمهور با هزینه بیت المال همسرش را با خود همسفر نمی کند، در حرکتی مقتدرانه علی رغم همه اصرارها در این مجلس حضور نیافت.
این مراسم به صورت مستقیم از تلویزیون چین پخش شد و تقدیر همراهان رئیس جمهور از دکتر احمدی نژاد به خاطر این اقدام افزون گشت، چون رقاصه ها با پوشش هایی که هرگز نمی شد به ان لباس گفت، شروع به نواختن و رقص کردند.
در این مراسم روسای جمهوری کشورهایی همچون چین، روسیه،افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان به همراه همسرانشان حضور داشتند.
این هم پروفسور مولانا
استاد دانشگاه امام صادق (ع) با ما در تماس باشید
طرح تابستانی
موعود آسمانی
۸ الی ۱۸مرداد ۸۵
مکان :دانشگاه امام صادق (ع)
دراین وبلاگ ثبت نام صورت میگیرد.
دیگر علی(ع) ازدرد تنهایی تنها با چاه درد ودل میکند.
یا فاطمه(س)............

آقا
ماکه بازی را نگاه کردیم خیلی حالمان گرفته شد
ولی شما را نمیدانم ؟؟
ایران سه گل راحت خورد ولی میرزاپور تا چه حد مقصر بود خدا میداند.
این هم آقای علی آبادی در تشویق ملی پوشان......








.jpg)




