دکتر حسین پاینده: روشنفکران ما دیکتاتورترین افراد هستند.
شاید در برخورد اول برایتان بسیار سنگین و یا حتی غیر قابل باور باشد این تیتر، جمله ای بود که دکتر حسین پاینده آن را در نشست سالانه انجمن ایرانی!!!! مطالعات فرهنگی و ارتباطات؟؟؟ بر زبان راند مراسمی که در محل تالار دکتر شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در روز چهارشنبه29 مهر برگزار شد. (این مراسم دیگه واقعی است.)
دکتر پاینده حرف نهایی همه دغدغه مندان علمی( حداقل من و حمید) را بر زبان راند که شاید به مذاق برخی ها از جمله بعضی از اساتید دانشکده خودمان از جمله آقایان......... هم خوش نیاید چون خودشان را روشنفکر می دانند و یا حداقل دوست دارند که در ظاهر ردای روشنفکری به تن کنند و ردای دیگری از تن برون!
این صحبت را اینجانب نگفتم بلکه استادی گفت که می بیند چه بر سر مملکت ما می آید و به قول خودش تمام مصائب از این آدم هایی است که تنها خودشان را می بینند و به نظر من همه چیز را در دانشگاه های ما در سلطه خویش درآورده اند و نمی توانند باور کنند که خود به پوچی رسیده اند.
استاد پاینده از همه چیز گلایه داشت و بعد از آن بلافاصله جلسه را ترک کرد و البته می دیدم که برخی از اساتید که به دهانشان تلخ آمده بود مدام جاذبه محور بودند!
این هم باید از قلم نیندازم که عده ای در جامعه علمی ما دانشجویان را ملعبه خویش قرار داده اند و....
باید بنویسم و باید بگویم اما دهانم را قفل زده اند
اسمم را اسم دوستانم را حذف می کنند فقط به جرم اینکه می نویسند
و به دنبال علم اند و پژوهش،
به دنبال کتاب،
دانشجو را تحقیر می کنند.
تنها به خاطر بلندی های نابه هنجار خود که باید خراب کرد و از ریشه درآورد.......
سخت است شنیدن از بی رحمی ها و خودخواهی ها.
فقط غرور آن هاست
حاصلی از قدرت
پول، جاه و مقام و شاید کینه
کینه ی یک نامه و یا اعتراض و شاید هیچ.
اما سکوت راه حل نیست. باید خروشید و جوشید تا بسان آزادمردان بر دهانم شکل گیرد
شکلی از آرمان و اندیشه
تا که بنگارم بر جلد ورق های یادداشتم نام خشکیده و یا حذف شده خویش را
اما ...
سکوت حکمی است که دادگاه بر من و دوستانم رانده
تا بگیرد حق من و همسایه
حتی اگر فردا آید کسی در این رود، دریانه
پس خروشت را با من گیر
تا شاید بیاید امید
از سر زور پایین کشیم
پر دهان و کذابه
از حاشیه های مراسم:
1-توی سالن پذیرایی ها با کالاهای صهیونیستی صورت گرفت و بهتر بگویم خورده شدیم خورده شدند ریختند و نوشیدند از نوع نستله و فانتا و کوکا، تعجب نکنید این برای همه ما عادی شده است حتی کسانی که روشنفکرند.
2-راستی پول این مراسم از کجا می آید؟ به ما ربطی ندارد. شاید ربط داشته باشد چون ممکن است از دهان آن پابرهنه گرفته شده است.
3-نه احترامی و نه حرمتی در مراسم دیدم چرا که اساتیدی قابل مشاهده بودند که از درب سالن وارد می شدند و به دنبال جا می گشتند حتی مهم نیست که پیرمرد باشی و یا سخنران مراسم چون دکتر حسین پاینده. هیچ کسی حتی از دانشجویان دوره دکتری 87 هم حاضر به دادن جای خود به او نشدند.
4-چرا باید از عدم حضور استادانمان انتقاد کنم البته جای دارد از حضور استاد عزیزمان جناب آقای دکتر محسنیان نیز یاد کنم، حتی احترامی که شایسته ایشان باشد هم خبری نبود.
5-باز هم باید بگویم که دانشجویان دوره دکتری87 با همه جا و ما بیگانه اند اما نمی دانم چرا؟ یک سال زودتر؟
6-روز چهارشنبه دوستانم محمد لسانی، حسین سرفراز، میثم (عزیز!) فرخی، سید کاظمی خودمان و محمد رضا روحانی و همین طور مرتضی آخوندی و سید غمامی در آزمون اسما شرکت کردند. به امید موفقیتشان.
7-هر کس دعوت را دید توی کفش مونده بود! قابل توجه بعضی ها! حتی تقاضا داشتند برای اشترکش!
8-حسود نباشم! کینه نداشته باشیم! حتی اگر یکی از بچه ها در آزمون اسماء قبول نشند. خطاب به بعضی ها!
9-به دانشجویان بها بدهیم بها بدهید! چون فقط ان ها هستند که هستند نه دور زدن اون ها! اینجاهاست که قفل محکم تر می شود و حتی محکم تر.(راستی مطلب بولد شده بالا از خودم بوده ها نه جای دیگه ای)
۱۰- اين را بايد اضافه کنم که نظر نويسنده خوبي(فرهاد جعفري) است که من اثرش يعني کافه چيانو خيلي خوشم اومد و در تماسي که با ايشان داشتم اين مطلب را که در زير آمده اضافه کرده اند:
حق با ایشان(دکتر پاينده) است.
و البته دیکتاتوری تنها عیبش نیست بلکه عیب دیگرش این است که روشنفکر ایرانی، همواره از پس مردم راه میرود نه پیشاپیش آنها.
این نکته را باید ذکر کنم که با توجه به سوء تفاهم هایی که پیرامون این مطلب پیش آمده و صحبت هایی که برخی از دوستان با من داشته اند باید بگویم این خصوصیت ها در میان هیچ کدام از استید گرانقدر عضو هیئت علمی دانشکده نبوده و صرفا تذکری است به جریانی بیرون و تمامی برداشته ا با توجه به نوع نگاه بیرون به شخصیت های مدنظر ایجاد شده و و تمامی این برخوردها حاصل از انفعالی است که در میان دانشجویان ایجاد شده است.
مثل هر روز دیگه است ولی نمی دانی که چه باید انجام بدهی ومهم ار از آن چی بنویسی اوی ایام عید امسال حسابی سرم شلوغ خواهد بود و فکر نکنم که بتونم مطلب خاصی توی وبلاگم بنویسم.
بگذریم ...امسال با تمام خوبی وبدی ها گذشت امسال استاد اخلاق از دست دادیم آیت الله مجتهدی و دانشمندانی چون علامه عسگری و آیت الله مشکینی .استاد تاریخ چون سید جعفر شهیدی ماهواره به فضا پرتاب کردیم قطعنامه ای را که علیه ایران برای بار سوم تصویب شد شنیدیم وجشن گرفتیم .فیلم سنتوری را از کنا رخیابان خریدیم ودیدیم وجشنواره فجر را به همین سادگی پشت سر نهادیم.رای را درون صندوق پلاستیکی انداختیم وفرمی شبیه کنکور را پر نمودیم با آیت الله توسلی وداع کردیم وکسانی که به این بهانه برای احمدی نژاد شانتاژ بازی در اوردند برو بر نگاه کردیم وسکوت اختیار نمودیم به جای بالا رفتن از سفارت دانمارک برای محمدرضا خاتمی در دیدار با سفرای فلان کشورها هورا کشیدیم.جواب دندان شکن رئیس جمهورمان را ر دانشکاه کلمبیا به باد انتقاد گرفتیم تا شاید بر نقاط ضعف خودمان سرپوشی نهیم. دست دادن خاتمی را از اینترنت دانلود کردیم بی تفاوت از کنار نسل کشی غزه گذشتیم.در سالگرد تخریب حرمین عسکریین بی کار همدیگر را نگاه کردیم.ولی از مردم یزد واستقبال از آقا نمی توان گذشت به جد روی همه ما را کم کردند ودر ضمن با سخنان آقا روی خیلی ها هم کم شد.وزیز ها را پشت سرهم کنار گذاشتیم وهرکه را خواستیم وترد سیاست کردیم.در ضمن لاریجانی را از شورای امنیت ملی بیرون کردیم وجلیلی را جایش گذاشتیم وکادر برادرش را از سوره به بیرون پرت نمودیم ودر روزنامه ها تا می توانستیم به دولت بد و بیراه گفتیم که کم کم خود دولت داشت باور می کرد اما سرانجام مردم بودند که مشت خود را به جای حساسی کوبیدند وورق ها را در جایی انداختند که نشان دهند ما خواهان نمایندگانی هستیم که ملت اسلامی ایران را (مانند کد سرفراز)سرفراز نمایند.

۱- حرف زیاد برای گفتن داشتم اما....
۲- در لحظه تحویل سال برای ظهورش دعا کنید......
عید ولایت
عید غدیر مبارکباد.
«جبرییل سه بار از جانب پروردگار که خود (سلام ) و خداوند سلامتى است , بر من فرودآمده که در این جمع برخیزم و به هر سفید و سیاه خبر دهم که على بن ابى طالب (ع ),برادر و وصى و خلیفه و امام پس از من است که نسبت به من جایگاهى چون جایگاه هارون نسبت به موسى دارد, جز این که پـس از مـن پـیامبرى نیست ...» (فرازی از خطبه غدیر) متن کامل
اما با این حال شعری را از شاعر شیعه عرب "احمد مطر "در ذیل خواهم آورد که به همگان می گوید که جوانه های انقلاب حکومت غاصبان عالم (اسرائیل و انگلیس و آمریکا )را به زیر خواهند کشید و این است شعار شیعه امام علی علیه السلام...
ثارات
|
قطفـوا الزهرة.. قالت من ورائي برعم سوف يثور | |
|
قطعوا البرعم.. قال غيره ينبض في رحــم الجذور | |
|
قلعوا الجذر من التربة.. قال إنني من أجل هذا اليوم خبأت البذور | |
|
كامن ثأري بأعمـاق الثرى | |
|
وغداً سوف يرى كل الورى | |
|
كيف تأتي صرخة الميلاد من صمت القبور | |
|
تبــرد الشمس ولا تبــرد ثارات الزهـــور |
دیگر علی(ع) ازدرد تنهایی تنها با چاه درد ودل میکند.
یا فاطمه(س)............




