بسم الله الرحمن الرحيم
بررسي دلايلي بر رفع سَتر يا پوشش زنان
حجاب لغتي است که در عصر ما براي پوشش زن به کار رفته است که هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب ، ولي از آن جهت که پرده وسيله پوشش است در اين مفهوم به کار مي رود ولي در اصطلاح فقها ، کلمة ستر به جاي آن مورد استعمال قرار مي گيرد ولي بنابرگفته شهيد مرتضي مطهري (ره) « اي کاش معنی اين کلمه عوض نمي شد» زيرا چنانکه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است و اين معنا را در ذهن تداعي مي کند که زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود، در حالي که چنين چيزي در کشورهائي مانند ايران ، هند و چين در زمان هاي قديم وجود داشته است .
در واقع اسلام به زن دستور داده که در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و نکته قابل توجه اين است که در آيات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است . آيه اي که اين کلمه در آن بکار رفته ، آيه ي 53 سوره احزاب است که خداوند مي فرمايد « و اِذا سئلتموهن متاعاً فأسئلوهن من وراء حجاب » که اين آيت الهي اشاره به مطالبه کالا و متاع از پشت پرده دارد نه نوع پوشش زنان .
موضوعي که در اين مقاله دنبال مي کنم به دو بخش اساسي تقسيم مي شود :
قسمت اول : دلائلي که بر رفع ستر از سوي ملحدان و مخالفان کامل اسلام اشاره شده است .
قسمت دوم : شامل ايرادهايي است که عده اي از افراد از پوشش اسلامي معرفي شده توسط قرآن و احاديث گرفته اند و مانع شان دادن احکام واقعي اين مسأله مي شوند امّا قبل از شروع بحث به آياتي از قرآن کريم در اين مورد اشاره مي کنيم .
« به مؤمنان بگو چشمهاي خود را ( از نگاه نامحرمان ) فرو گيرند و فروج خود را حفظ کنند اين براي آنها پاکيزه تر است خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است » [1]
« وبه زنان باايمان بگو چشمهاي خود را فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکارننمايندو روسريهاي خود را بر گريبان خود افکنند و زينت خود را آشکار سازند مگر براي شوهرانشان يا پدرنشان يا پدرشوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرنشان يا پسران برادرانشان يا پسر خواهرانشان يا زنان هم کيششان يا بردگان شان (کنيزانشان ) يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند. آنها ( زنان مؤمن ) هنگام راه رفتن پاهاي خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود و همگي به سوي خدا باز گرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد . »2
امروز عصري است که عده اي آن را عصر برهنگي ناميده اند زيرا برهنگي زنان ، باعث تحريک دائمي جوانان شده که سبب بروز امراض رواني مختلفي در جامعه شده است . «امروزه پزشکان اعصاب و روان معتقدند که هيجان مستمر ، عامل بيماريهاي فراوان روحي است » 3
اما بد نيست نظرات مختلفي را پيرامون مسئله پوشش زنان بدانيم شايد اين نظرات به ما در پاسخگويي به ايرادها و سئوالات اين مسئله کمک و ياري برساند . خانم الهه کولايي به عنوان يک سياستمدار زن ، در زمان نمايندگي در مجلس ششم با پوشش مانتو و روسري در آن جا حاضر شد و در سال 84 ايشان در گفتگو با نشريه اقبال دربارة پوشش زنان مي گويد : « ما در طول 26 سال گذشته نتيجه تحميل چگونگي پوشش زنان را تجربه کرده ايم که همانند تجربه ساير کشورهاي ديگر در اين زمينه تجربه کاملاً ناموفقي بوده است در واقع تحميل نوع خاص پوشش به زنان ، به هيچ وجه نمي تواند پاسخگوي هدف دفاع از ارزش هاي ديني و بومي باشد ما فکر مي کنيم که حجاب با بخش نامه و قانون تحقق پذير است اما متأسفانه داريم اثر منفي آن و اعتراضات موجود در جامعه را که به اشکال گوناگون پوشش دختران و زنان صورت مي گيرد را مي بينيم. بنابراين ما بايد بپذيريم که لباس و اينکه کت و دامن باشد يا بلوز دامن باشد و يا هر چيز ديگربه افراد مربوط است و نه هيچ کس ديگر و بايد بپذيريم که انسانها در نوع پوشش آزاد هستند و البته بدون شک بايد به حساسيت ها و ارزش هاي جامعه هم توجه شود اما نهايتاً انتخاب بايد به خود افراد واگذار شود .»1[2]
در مقابل اين ديدگاه مسئله اي که مطرح مي شود پوشش برتر است که دکتر حسن بلخاري چادر با رنگ مشکي را داراي نوعي هارموني مي داند که اين هارموني در تضاد است و مانند صفحه شطرنج که سياه و سفيد در کنارهم جذابند که سفيدي زنان ايراني با سياهي چادر نوعي تضاد پيدا مي کند که سبب جذاب تر شدن او شود . همانگونه که مشاهده شد نظرات مختلفی از زمينه هاي روانشناسي گرفته تا زيبائي شناسي در اين مورد مطرح شده است اما نکته مهم به نظر من در اينجا اين است که در ذکر دلايل و معرفي چادر به رنگ مشکي به دلايلي که منطقي تر و قانع کننده تراست اشاره کنيم مثلاً نوع حرکت ، راه رفتن و حتي زينت هاي آنان در زير چادر مخفي مانده و نه تنها بر وقار ايشان مي افزايد بلکه از آزار و اذيت هاي که بر اثر التذادهاي جنسي در وجود افراد به وجود مي آيد مصون مي مانند .
چنانکه مجيد معتمدي در مقاله اي که تحت عنوان آسيب شناسي پوشش دختران مطرح نموده است مي نويسد :« قريب به اتفاق دختراني که به استفاده از پوشش هاي تنگ و بدن نما رو آورده اند از راهي غلط سعي در برآوردن نيازي به حق دارند . » وي در ادامه مي افزايد :« شيوه هاي نامطلوب مهار اجتماعي ،باعث دوري گزيدن آنان از جامعه و گرايش به الگوهاي بيگانه شده است »2
اما ما در اين قسمت جا دارد که به مطلبي که در کتابی لاتين با موضوع حرکات زنان در سطح جهان اشاره کنم ، در اين کتاب در قسمتي به وضعيت ايران پرداخته بود و در مورد مسأله پوشش زنان اينگونه بيان داشته بود که « زنان بايد در اماکن عمومي خودشان را کاملاً بپوشانند و آرايش نکنند و در صورت قبول نکردن آن زنداني مي شونديا شلاق مي خورند » و اين نشان دهنده ديدگاه کساني است که خارج از مرزها هستند و تفسيري از مسأله پوشش زنان مطابق با نظرات خود در اسلام را ارائه مي دهند و فقط چيزهايي را که از اين طرف شنيده اند بدون آنکه به سراغ قوانين مطرح می کنند.
اما مطلب اساسي همان دلايل رد پوشش زنان است که در ابتدا به قسمت اول : از ديدگاه مخالفان اسلام اشاره مي نماييم .
سؤالاتي که آن ها در اين مورد طرح مي کنند متعدد است ولي اينجانب به طرح تعدادي که حالت عموميت بيشتري دارند مي پردازم1- « پوشش زنان به مصداق الانسان حريص علي ما منع سبب جذبه بيشتر مي شود و حرص و ولع افراد زيادتر مي گردد .»1
دليلي که شهيد مطهري درکتاب حجاب خود ارائه می دهد عبارتست از اينکه اگر کارت پستالهاي خلاف عفت در جامعه آزاد گردد پس از چندي مردم نسبت به آن دسته آلات بي تفاوت مي گردند اما اين بي توجهي فقط به آن نوع خاص است و از آن جا که غريزه جنسي اشباع ناپذير است فرد مدام به سوي انواع ديگري می رود که به او آرامش دهد ولي اين آرامش پديدار نمي شود مثل صاحبان حرامسراها که با وجود زنان بسيار باز با شنيدن وصف دختري زيبابه دنبال می روند و تنها راه چاره ارضاي اين غريزه در حد و اندازه اي معتدل است نه اينکه با بازگذاشتن راه براي آن همان نتايجي حاصل مي گردد که با سرکوب آن حاصل مي شود .
اما در پاسخ اين ايراد زني مسلمان به نام زينب بگم در جايي و زمان خود به ارائه جواب پرداخته است که اشاره به آن گرچه به ذکر مباحث فقهي اشاره دارد در محل خود مفيد است : « نزول آية غص ابصار را سبب اين شد که جواني از انصار را نظر به سوي زن روگشاده اي افتاده و در تعقيب او شتافت تا رويش به ديوار تافت و خون جاري شد در اين حال جبرئيل نازل شد و حکم وجوب پوشانيدن نظر از نامحرم آورد و ثانياً لازمه اين حرف آن است که کارهاي حرامي مانند زنا و لواط و . . . منع نشوند »2[3]
ايشان نيز همانگونه که مشاهده شد گاهي اوقات دلايل علمي را به همراه دلايل فقهي مي آورد و بر استدلال هاي طرف مقابل خدشه وارد می کند . لازم به ذکر است گرچه ظاهر اين ايراد قديمي به نظر مي آيد ولي بسياري از ايرادات در همين محدوده از اين جمله سرچشمه گرفته اند که با ذکر همين دلايل بالا هم قابل پاسخگوي هستند .
2- « احترام به حقوق زنان که نصف جامعه را تشکيل مي دهند و هر انساني براي انسان بودن خود محترم است و اگر خانمي نخواهد پوشش سر داشته باشد بايد محترم شناخته شود و مورد احترام عقيده قرار گيرد زيرا پوشش سروگردن هيچگاه در دنيا باعث آزار جامعه نيست و مسلمانان روزانه فيلمهايي نگاه مي کنند که پوشش سر در آن نيست .»1
در ابتدا به نظر اينجانب هيچ شکي در احترام به انسان بودن او نيست و چرا مورد احترام عقيده قرار گيرد مگر عقيده اي که او دارد بايد درست باشد مسئله اي که وارد است و بايد شرح داده شود اين است که اين نوع پوشش سروگردن به کسي آزار نمي رساند ولي با توجه به دلايلي که ذکر کرديم به طور جدی مؤثر است اما بخش برنامه هايي که زنان از پوشش( به عنوان مثال در ناحيه سر يعني مو برخوردار نيستند) مربوط به اين است که آن ها نيز گرچه به اين دليل که ديدن موي سر زنان غيرمسلمان مشکلي ندارد به پخش اين برنامه ها مي پردازند، بايد در ارائه آن در جامعه شرايط روحي ورواني را در نظر بگيرند چنانکه بعضي از اين فيلم هايي که از تلويزيون سراسري پخش مي شوند داراي ويروس هاي مخربي هستند که به هر حال تأثير خود را بر روي روح گذارند .
3 -« پوشش زنان يک نماد مذهبي است و جنبه ترويجي دارد . »2[4]
اين در واقع يکي از دلائل عمده کشورهايي چون فرانسه و آلمان است که حجاب را نمادي مذهبي دانسته و مانع از حضور دختران محجبه در سر کلاس هاي درس و اخراج معلمان و کارمنداني که در سرکار خود اين نماد به قول آن ها را حفظ مي کنند در واقع مي خواهند بگويند که دختران و زنان
مسلمان با پوشش خود يک سمبل سياسي جنبش هاي اسلاميستي هستند و آن نماد نظامي است که در آن زن ها بايد به زير فرمان مردان درآيند ولي در پاسخ آن ها هم يک پرسش کافي است که شما با قوانين خود با تبليغات رسانه اي خود با تصويري که از خود در سطح جهان ارائه مي دهيد سعي داريد بگوييد حقوق زنان با مردان برابر است و زنان نيز مثل مردان آزادند اما وقتي که جلوي معلم ، استاد ، دانش آموز و دانشجو کشور خودتان مي ايستيد و به او اجازه نمي دهيد که با حجاب و پوشش دلخواه خود به سر کلاس بيايند ديگر سخنان شما حول آزادي وبرابری زنان با مردان تأثيري دارد چرا که شما با عمل خود به طور آشکار حرف هاي خودتان را نقض کرده ايد .
و حال قسمت دوم ، ايراد هايي که سعي در نشان دادن پوشش اسلامي در اوج شدت و سختگيري را دارند البته کار اين گروه عمدتاً ناآگاهانه است ولي سبب شده است که معني واقعي ستر و پوشش مورد انتقاد قرار گيرد و جوان امروز که همواره تحت تأثير شبکه هاي ماهواره اي مختلف تشويق به کنار گذاشتن حجاب خودش مي شوند در مقابل دستوراتي قرار مي گيرد که جزءمتن اسلام نيست و به نوعي رويگرداني او را از قوانين اسلامي از جمله حجاب را سبب مي شود. اينک به ذکر چند نمونه مي پردازيم :
1- حضور زنان در جامعه براي انجام کارهاي خويش مجاز نيست .
اين در حالي است که شهيد مطهري در کتاب پاسخ استاد بر نقدهايي بر کتاب مسأله حجاب به داستاني در مورد سوره دختر زعمه و ديده شدن او به وسيله عمر اشاره دارد که عمر با لحني خشن به او مي گويد: که از اين به بعد در بيرون آمدن خود دقت بيشتري کن و بعد از اين اتفاق سوده نزد پيامبر رفته و ماجرا را تعريف مي کند و طولي نکشيد که وحي بر پيامبر نازل شد که : « اجازه داده شد به شما اگر حاجتي داريد بيرون رويد .»
تازه در مقابل اين داستان مطالبي ذکر مي شودکه مثلاً اين داستان بسيار زننده است و. . . ويااينکه در کتاب هاي عامه يافت مي شود وشهيد مطهري با بياني تند به آن پاسخ مي دهد که ذکر اين داستان لازم و ضروري است و اينکه زنان کاري جز اطفاء شهوت مرد و خدمتکاري او ندارند علاوه بر اينکه با اسلام جور در نمي آيد بر ضد عواطف انساني است . »1[5]
2- رانندگي کردن و بازرگاني کردن براي زنان جايز نيست . 2
باز هم شهيد مطهري با بياني جلوي آنها مي ايستد که مثلاً در رانندگي چه فرقي در سروج در صندلي جلو يا عقب وجود دارد و يا در مورد بازرگاني آيا احدي از فقها به حکم حديث « و عندها تُشارکُ المرأه زوجَها في التجاره » فتوا به حرمت شرکت زن با شوهر در تجارت داده اند ؟
نکته اي در اينجا لازم به ذکر مي رسد اين است که عده اي سعي دارند احاديثي را هر چند سنديت ضعيفي دارند در اين مسأله مطرح کنند و مسائلي مطرح نمايند و مسائل واقعي و احاديث معتبر در گوشه اي ابهام بحث شود .
نتيجه گيري :
در مورد مسأله پوشش زنان ايرادهاي متعددي ذکر شده است که نقض آزادي زنان عمده ترين آن هاست ولي حجاب اسلامي مانند هر آداب معاشرتي در يک تمدن سبب کرامت زن مي شود پس اين نيز نوعي آداب معاشرت است که حتي حفاظت و مصنونيت را براي او به همراه دارد و اين ها دلايلي بودند بر رفع حجاب اسلامي که امروزه ملحدان در اين طريق سعي و تلاش بسياري را متحمل مي شود که به دين اسلام ضربه بزنند ولي حجاب اسلامي که مانع از جلوه گري مي شده و هم ظاهر سادة آن مانند سپري در مقابل هجمه آنان مقابله مي کند .
اما به جاست که در جامعه اسلامي ما به حجاب به عنوان نمادي از هويت ديني و ملي توجه شاياني بشود چرا که دختران ما در اين زمان اگر با دلايل منطقي به اهميت حجاب و پوشش خودشان آشنا شوند ديگر نسل آينده ما شاهد سؤالات و ابهامات متعددي در اين مسأله نيست .
جوانان ما ، خواهران و دختران ما خواهان تنوع و زيبايي هستند ولي اگر پوشش با توجه به معيارهاي اسلامي باشد سلامت آن ها را تأمين نموده و آنان را از گزند هاي احتمالي مصون مي دارد .
پس به جاست که با کارهايي حساب شده و ارائه مدها و الگوهاي اسلامي در جامعه و گسترش به وسيله نخبگان و نهادها اين نشان و سپر اسلامي را روز به روز قوي تر سازيم و جامعه خودمان را از خطرات ناشي از بدحجابي وبي حجابي مصون بداريم .
اِن شاء الله . . . .
تهيه و تنظيم : مجتبي صمدي
فهرست منابع
1. قرآن کريم
2. حجاب/استاد مطهری/انتشارات صدرا
3. نمايه/پوشش وريشه های آن درفطرت/نشريه کاروکارگر/زهرا
بهزادی/ 12/6/1377
4.نمايه/آسيب شناسی پوشش دختران/نشريه راه مردم/ 14/4/84
5.نمايه/ جوابيه مقاله ضاله طالبين رفع حجاب/نشريه پيام زن/
شماره 112/ص36
6.کتاب پاسخ های استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب /انشارات صدرا/صص 66-64 ،52-49
7. www.hkodadad.persianblog.com
[1] - آيه 35 سوره نور
2- آيه 31 سوره نور
3- نمايه ، پوشش و ريشه هاي آن در فطرت/ نشريه : کار و کارگر / زهرا بهزادي فرد / 12/6/77
[2] 1- نمايه ، انتخاب نوع پوشش حق زنان است / نشريه : اقبال / 20/2/84
2- نمايه آسيب شناسي پوشش دختران / نشريه راه مردم / مجيد معتمدي /14/4/84
[3] 1- نمايه ، جوابيه مقاله ضّاله طالبين رفع حجاب / نشريه پيام زن / شماره 112 / ص 36
2- همان ، ص 36
[4] 1-www . hkodadad . persianblog . com.
5- همان پايگاه اينترنتي
[5] 1- کتاب ، پاسخ هاي استاد به نقدهايي بر کتاب مسأله حجاب/ انتشارات صدرا / صص 64-66
2- همان ، صص 49-52
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد